من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۶، ۰۰:۳۳ - بهروز
    ازز

خود

جمعه, ۲۰ تیر ۱۳۹۳، ۰۷:۱۷ ب.ظ


آنچه «خود» داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد۱

طبق یه سری اتفاقات ذهنی تصمیم داشتم مطلبی درباره ایمان بنویسم. بعد از کمی مطالعه موضوع رو عوض کردم و تصمیم گرفتم در مورد این موضوع مطلب بنویسم. «خود»


البته این موضوعی که در ذهنم اتفاق افتاد رو در آینده خواهم نوشت

چرا موضوع مطلب عوض شد؟

برای بررسی موضوع ایمان ابتدا رفتم و مقداری از نهج‌البلاغه رو مطالعه کردم بعد از اون کتاب سیری در نهج‌البلاغه۲. رسیدم به این عبارت

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام جمله‌ای دارد که بسیار جالب و عمیق است‏ می‌‏فرماید :
« عجبت لمن ینشد ضالته و قد اضل نفسه فلا یطلبها »۳
تعجب می‏‌کنم از کسی که در جستجوی گمشده‌‏اش بر می‏‌آید و حال آن که «خود» را گم کرده و در جستجوی آن برنمی‌‏آید.

سخن حضرت علی علیه‌السلام منو به فکر فرو برد. درباره انسان درباره عرفان درباه عشق و خیلی از پدیده‌ها که این‌ها چی هستند؟
انسان دنبال چیه؟ و ...
یاد اشعار بزرگان افتادم که از هجران و معشوقه و این احوالات گفتند.
قبل از این حدیث تو همین کتاب یه داستان از مثنوی مولانا نقل شده

آن‌جا که انسان واقعیت خود را همین «تن» می‌‏پندارد و هر چه‏ می‌‏کند برای تن و بدن می‌‏کند خود را گم کرده و فراموش کرده و ناخود را خود پنداشته است . به قول مولوی مثلش مثل کسی است که قطعه زمینی در نقطه‌‏ای‏ دارد ،زحمت می‏‌کشد و مصالح و بنا و عمله می‏‌برد، آن‌جا را می‌‏سازد و رنگ و روغن می‌‏زند، و به فرش‌ها و پرده‌‏ها مزین‏ می‌‏نماید. اما روزی که می‌‏خواهد به آن خانه منتقل گردد یک مرتبه متوجه‏ می‌‏شود که به جای قطعه زمین خود، یک قطعه زمین دیگر که اصلا به او مربوط نیست و متعلق به دیگری است، ساخته و آباد کرده و مفروش و مزین نموده‏، و قطعه زمین خودش خراب و به کناری افتاده است۴


و اما صحبت من

انسان گاهی انسان خوبیه و در مسیر درست در حال حرکته. اما بعضی وقتا خودشو فراموش می‌کنه! تا وقتی این انسان «خود» را گم کرده باشه و ازش دور باشه تو این مسیر درست نمی‌تونه به جایی برسه و هی درجا می‌زنه. دنبال گمشده‌ای می‌گرده که گم‌شده‌اش نیست. دنبال رسیدن یه فرد یا اتفاق خاصیه که خودش هم نمی‌دونه چیه؟! در مواردی تلاش می‌کنه که نباید تلاش کنه. و اتفاقات دیگه!

این‌که چرا خود گم میشه هم از زبان شهید مطهری

مگر ممکن است انسان خود را فراموش کند و از یاد ببرد؟ انسان‏ زنده همواره غرق در خود است، هر چیز را با اضافه به خود می‏بیند ، توجهش قبل از هر چیز به خودش است ، پس فراموش کردن خود یعنی چه ؟ بعدها متوجه شدم که این مساله در معارف اسلامی ، خصوصا دعاها و بعضی از احادیث و همچنین در ادبیات عرفانی اسلامی و بلکه در خود عرفان اسلامی‏ سابقه زیاد و جای بس مهمی دارد ، معلومم شد که انسان احیانا «خود» را با «ناخود» اشتباه می‌‏کند و «ناخود« را «خود» می‏‌پندارد و چون‏ ناخود را خود می‌‏پندارد آن‌چه به خیال خود برای خود می‌‏کند در حقیقت برای‏ ناخود می‌‏کند و خود واقعی را متروک و مهجور و احیانا ممسوخ می‏ سازد.۵


درباره این موضوع از نظر فلسفی و عرفانی میشه کلی مطلب نوشت اما همین مقدار کافیه.
پاسخ خیلی از سوال‌ها رو از سخن حضرت علی علیه‌السلام گرفتم.
توصیه می‌کنم به مطالعه این بخش از کتاب و بررسی فلسفی و عرفانی این موضوع
همچنین توصیه می‌کنم به تفکر عمیق در مورد کلام زیبای امیر‌‌المؤمنین




۱- حافظ

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

۲- سیری در نهج‌البلاغه- مرتضی مظهری

۳-غرر و درد آمدی جلد 4 صفحه . 340

۴- داستان گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست در مثنوی معنوی

۵- سیری در نهج‌البلاغه- خود زیانی و خود فراموشی-مرتضی مطهری

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۰

نظرات  (۲)

یکی از بخش‌های جالب نهج‌البلاغه که امروز مواجه شدم باهاش:

امیرالمومنین علی علیه السلام
ای مالک! بدان مردم اغلب بی‌انصاف و بی‌منطق و خود محورند، آنان را ببخش.
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه‌های پنهان متهم می‌کنند، ولی مهربان باش.
اگرشریف و درستکارباشی فریبت می‌دهند، ولی شریف ودرستکار باش.
نیکی‌های امروزت را فراموش می‌کنند، ولی نیکوکار باش. بهترینهای خودت را به دیگران ببخش، حتی اگر اندک باشد. درانتها خواهی دید آنچه می‌ماند میان تو و خدای توست، نه میان تو و مردم.......
پاسخ:
ممنون بابت نوشتن این جملات
همه سخنان حضرت علی علیه‌السلام سرشار از معرفته
۲۱ تیر ۹۳ ، ۰۱:۱۶ یه‌انقلابی
با سلام

مطلبتون چند قسمت مهم داشت که دوست دارم تکرارشون کنم:
۱- حدیثی که از امیر مومنان نقل کردید، به تنهایی دنیایی از تفکر و تعقل است. ساعت‌ها باید خواند و خواند و خواندش و لذت برد
۲- آنجا که انسان‌ها را بجای توجه به «خود»، غرق در «تن» خواندید.
۳- جمله‌ی «انسان زنده همواره غرق در خود است و هرچیز را با اضافه به خود می‌بیند» خیلی لذت بردم از این جمله
۴- من خیلی از نوشته‌ی شما در مورد «ناخود» چیزی دستگیرم نشد. ایکاش این ناخود را نیز بیشتر توضیح می‌دادید.

یا علی
پاسخ:
در مورد نکته چهارم

من کتاب رو معرفی کردم. این موضوع اونجا خیلی دقیق بیان شده

هر موجودی در مسیر تکامل فطری خودش که‏ راه کمال را می‏‌پیماید در حقیقت از خود به خود سفر می‏‌کند یعنی از خود ضعیف به سوی خود قوی می‏‌رود .
علیهذا انحراف هر موجود از مسیر تکامل واقعی ، انحراف از خود به‏ ناخود است ، این انحراف بیش از همه جا در مورد انسان که موجودی مختار و آزاد است صورت می‏‌گیرد ، انسان هر غایت انحرافی را که انتخاب کند در  حقیقت او را به جای " خود " واقعی ، گذاشته است ، یعنی ناخود را خود  پنداشته است آنچه در مورد ذم محو شدن و فانی شدن در مادیات آمده است‏ ناظر به این جهت است .


پس غایات و اهداف انحرافی داشتن یکی از عواملی است که انسان ، غیر خود را بجای خود می‏‌گیرد و در نتیجه خود واقعی را فراموش می‏‌کند و از دست‏ می‏‌دهد و می‏‌بازد .
هدف و غایت انحرافی داشتن تنها موجب این نیست که انسان به بیماری‏ " خود گم کردن " مبتلا شود ، کار به جائی می‏‌رسد که ماهیت و واقعیت‏ انسان مسخ می‏‌گردد و مبدل به آن چیز می‏‌شود : در معارف اسلامی باب وسیعی‏ هست در این زمینه که انسان هر چیز را که دوست داشته باشد و به او عشق‏  بورزد با او محشور می‏شود . در احادیث ما وارد شده است که : « من احب‏ حجرا حشره الله معه » ( 1 ) . هر کس هر چه را دوست داشته باشد و اگر چه‏ سنگی را دوست داشته باشد ، با آن سنگ محشور می‏‌گردد .



سیری در نهج‌البلاغه- خود زیانی و خود فراموشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی