من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۶، ۰۰:۳۳ - بهروز
    ازز

۳ مطلب با موضوع «سروده‌های کهن» ثبت شده است


گر سفله به مال و جاه از آزاده به است
سگ نیز به صید از آدمیزاده به است

این تک بیت سعدی رو خیلی دوست دارم به دلیل آوردن مضمون آزادگی و مقایسه‌ی زیرکانه‌ی سعدی. این تک بیت به دیدگاه دانش آزاد خیلی نزدیکه. این مقدمه.


اما موضوع اصلی و مرتبط با شعر سعدی

نگاه بعضی از افراد به دانش آزاد این گونه‌ است که برای افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارن ارزش قائل نیستن. از دیدگاه این افراد، کسانی خوب هستند که براشون کار می‌کنن! و کسی که با روش دانش آزاد کار کنه( یعنی به همه‌ی افراد کمک کنه)، فرد مهمی نیست. این افراد همون طور که سعدی گفته دنبال دوستانی هستند که داری مال و جاه باشن یا این که دیگران براشون کار کنند.


نمونه برخورد هایی که از این افراد نسبت به کسانی که با روش دانش آزاد کار می‌کنن:  مثلن می‌گن «همین مونده که فلانی فلان کار رو انجام بده» یا این که «ببین کارمون به کجا رسیده که فلان ...»


این دیدگاه و این طرز برخورد حاصل جهان‌بینی سطحی این افراده. چرا که دانش آزاد برای پیشرفت همه‌ی انسان‌هاست و در این سیستم همه‌ی افراد مهم هستند. همون طور که در دانش آزاد بارها گفته شده:

افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارند، مهم‌تر از دانش مکتوب آزاد هستند.


ما برای پیشرفت دانش و رفع نیازهای جامعه به افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارند اهمیت می‌دیم. زیرا این افراد هستند که باعث پیشرفت جامعه و دانش میشن. افراد سطحی‌نگر فقط خودشون رو می‌بینن و افرادی رو که به آزادی دانش اعتقاد دارند، مسخره می‌کنند.  این سطحی نگری رو سعدی بزرگ سال‌ها پیش بیان کرده، معیار این افراد مثل این می‌مونه که بگیم سگ چون در شکار از انسان قوی‌تره پس از انسان بهتره.


مطلب عجیب و غریبی شد ولی باید می‌نوشتم که بگم در دانش آزاد مهم نیست افراد ویژگی‌های خفنی داشته باشن این مهمه که به آزادی دانش اعتقاد داشته باشند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۱
سعید علیجانی

مردم هلال عید بدیدند و پیش ما

عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست


کل غزل رو  می‌تونید اینجا بخوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۴
سعید علیجانی

سعدی...سعدی...سعدی

غزلی از شیخ که منو مجاب کرد مطلبی کوتاه برای سعدی بنویسم

مطلع غزل «‫معلمت همه شوخی و دلبری آموخت‬   /  ‫جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت»

عادت دارم وقتی که شعری می خونم بیت هایی که خیلی زیباست و در اصطلاح بهش میگن (شاه بیت) رو یه جا می نویس‬م. هر روز هم یه سری شاه بیت جمع می کنم بعضی وقتا هم اونا رو به عنوان توییت یا استاتوس قرار می دم. ٰپیشنهاد می کنم آثار سعدی رو مطالعه کنید. کمتر شعری از سعدی هست که شاه بیت نداشته باشه.
امروز دوباره این غزلو خوندم. واسه انتخاب شاه بیت موندم چی کار کنم.پنج تا شاه بیت به انتخاب خودم از این غزل می نویسم. می خواستم حرف خودمو هم زیر تک بیت ها بنویسم ولی دیدم ننویسم بهتره(حال شعر از بین میره) . کل غزل رو هم در ادامه ی مطلب می نویسم


«‫تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین‬
‫به چین زلف تو آید به بتگری آموخت‬»


«‫همه قبیله من عالمان دین بودند‬
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت‬»

«‫دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن‬
‫کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت»‬

«‫من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش‬
‫ندیده ام مگر این شیوه از پری آموخت‬»

«‫چنین بگریم از این پس که مرد بتواند‬
‫در آب دیده سعدی شناوری آموخت‬»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۳:۳۴
سعید علیجانی