من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۶، ۰۰:۳۳ - بهروز
    ازز

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است

چند ماه پیش کتاب رمز داوینچی (یا راز داوینچی) نوشتهٔ دن براون، ترجمهٔ حسین شهرابی و سمیه گنجی رو خوندم. با خودم گفتم یه مطلب در مورد این کتاب بنویسم که بالاخره نوشتم. نمی‌دونم چجوری یک کتاب رمان رو معرفی کنم، کتاب شعر باشه، یه شعر از کتاب انتخاب می‌کنم و کتاب رو معرفی می‌کنم، خب این کتاب یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های رمان دنیاست که به زبان‌های مختلف هم ترجمه شده، و خیلی‌ها باهاش آشنایی دارند و قبل از من شاید خونده باشند. من توو این مطلب نکاتی رو که به نظرم جالب بود بیان می‌کنم. (اگه می‌خواید هیجان داستان حفظ بشه لینک ویکی‌پدیاش رو باز نکنید، و صفحه‌اش رو نخونید، بعد از این که کتاب رو خوندین به صفحهٔ ویکی‌پدیاش نگاه بندازید)


اولین نکتهٔ جالب این کتاب داستان زیبا و پرحادثه‌ای هست که روایت می‌کنه، جوری هیجان‌انگیزه که من موقع خوندن کتاب هر سری با کلی با کلی شوق و ذوق برمی‌گشتم و ادامهٔ داستان رو می‌خوندم. انگار من هم در این داستان بودم و با شخصیت‌های داستان در جاهای مختلف همراه بودم. وقتی که خوندن کتاب تموم شد، ناراحت شدم که چرا این داستان زیبا به انتها رسید. شاید یک بار دیگه هم این کتاب رو بخونم، ولی هیجان بار اول رو دیگه نخواهد داشت، برای همین داستان رو برای شما لو نمی‌دم.

دومین نکتهٔ جالب کتاب موارد رمزگونه‌ای بود که تا آخر داستان هم بود، و ذهن من همواره در حال حل کردن یه معما بود، از اسم کتاب هم مشخصه، معمایی که حل کردنش لذت‌بخش بود، و هر وقت بخشی از معما حل می‌شد، علاوه بر این که با کلی مطلب تاریخی و هنری آشنا می‌شدم، ذهنم درگیر یه معمای دیگه می‌شد.

سومین نکتهٔ جالب توصیف آثار هنری و معماری اروپا و تاریخ مسیحیت هست، همین طور که داستان پیش می‌رفت با موارد مختلفی از تاریخ و هنر اروپا و مسیحیت آشنا می‌شدیم، و نویسنده هم به خوبی این آثار رو در قالب داستان‌های خیالی یا واقعیت‌های تاریخی توصیف می‌کرد. البته ترجمه هم به خوبی این مورد رو منتقل کرده بود.

چهارمین نکتهٔ جالب آشنایی با نمادهای مختلف و زیادی بود که در مورد بعدی توضیح بیشتری می‌دم.

آخرین و کلیدی‌ترین نکتهٔ جالب بحث ادیان مسیحی و قبل از مسیحی مثل پگانیسم در این کتاب بود. اولین این که با آیین پگانیسم از طریق این کتاب آشنا شدم، با آداب و رسومش، نمادهای مختلفش و ... و بعد در موردش تحقیق کردم و با یکی از دوستام هم در موردش بحث کردیم. پاورقی‌های مترجم هم در توضیح بیشتر خیلی از موارد خیلی خوب بود. دومین این که داستان رمان با این که خیالی بود، ولی در مورد تاریخ ادیان و چرایی رفتارها و باورهای مختلف دینی ذهن منو باز کرد و بعد از خوندن این کتاب نوع دیگه‌ای به ادیان و باورهای مختلف نگاه می‌کنم. شاید توصیفش در این مطلب سخت باشه، بهترین کار اینه که بدون هیچ تعصبی کتاب رو بخونید و در موردش فکر کنید. هم این که یکی از بهترین آثار ادبی دنیا رو خوندین و هم این که مثل من با کلی اتفاقات و موارد جالب مختلف آشنا می‌شید.


این بود معرفی من از این کتاب، با کمی جست‌وجو در این اینترنت نسخه‌ای که من خوندم رو می‌تونید پیدا کنید، شاید در کتابخونه‌ها و بعضی از کتابفروشی‌ها هم پیدا بشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۱۶
سعید علیجانی

دو شعر با موضوع مادر و حضرت زهرا (س) به مناسبت این ایام، سرودهٔ سید حسن حسینی از کتاب «از شرابه‌های روسری مادرم».

تو این مدت شعر خوب و تازه‌ای با موضوع مادر و حضرت زهرا (س) نخوندم. برای همین این دو تا شعر رو که قبلن هم معرفی‌شون کردم، دوباره معرفی می‌کنم. این کتاب دارای اشعاری آیینی با مضمون مادر و حضرت زهرا (س) هست.  فضای اشعار هم مشابه با دو شعر معرفی شده است. اگه به این دست اشعار علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنم کتاب «از شرابه‌های روسری مادرم» نوشتهٔ سیدحسن حسینی رو بخونید.


پیشواز


شهادت مستقیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۹
سعید علیجانی

خب بعد از خوندن کلی کتاب شعر، سراغ یه کتاب رفتم که شعر نیست اما شاعرانه است. کتابی شامل کلمات  قصار بیشتر با مضامین طنز از یک شاعر خلاق.

کتاب براده‌ها اثر مرحوم سید حسن حسینی. مقدمه‌ی کتاب به قلم خود نویسنده، کتاب رو به خوبی معرفی کرده.


«براده‌ها» ساده‌ترین نامی است که می‌توان بر این مجموعه نهاد و شاید هم برازنده‌ترین تراشه‌های فکر در گوشه و کنار کارگاه خیال و براده‌های قلم در کف آهنگری محقر تشبیه و تمثیل.

در این دفتر سخن از هر دری رفته است اما یقین ندارم در هر سری بگیرد.

-حرف اول، حسن حسینی-خرداد ۱۳۶۵.


عنوان: براده‌ها

نویسنده: سید حسن حسینی

انتشارات: سورهٔ مهر


 سه جمله از کتاب جهت معرفی:


برخورداری از هنر نوعی رفع عطش است. منتهی رفع عطش اشکال گوناگونی دارد. برخی مستقیماً از چشمه‌ای زلال آب می‌خورند، بعضی از رودخانه، عده‌ای از شیر لوله‌کشی و برخی از لولهٔ آفتابه!

-بخش اول (هنر، هنرمند و نقد ادبی)


عقل و منطق برای شعر، مثل ریش و سبیل برای کودکان است!

-بخش دوم (شعر و شاعران)


انسان دریای کوچکی است ایستاده در ساحل یک قطرهٔ بزرگ.

-بخش سوم (گوناگون)


در کل کتاب کوتاه، خوب و تاثیرگذاریه. پیشنهاد می‌کنم اگه دنبال نگاه شاعرانه در قالب جملات کوتاه هستید این کتاب رو مطالعه کنید.


کاش می‌توانستیم برای دل‌های تاریک، از آفتاب انشعاب بگیریم! (پشت جلد)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۵۳
سعید علیجانی
تو هفته‌ی پیش با چالشی آشنا شدم به اسم چالش کتاب‌خوانی به این صورت هر هفته یا هر دو هفته یک کتاب بخونیم و آخر هفته اون رو به دوستانمون معرفی کنیم. کار جالب و خوبیه. من هم تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم. همه چی بخونم و به اشتراک بذارم. با شعر شروع می‌کنم که من هم اهلش هستم.تو این مدت دو تا کتاب غزل از محمد سلمانی خوندم. کتاب «دربه‌در در پی نیافتنت» و «غزل زمان».

کتاب دربه‌در در پی نیافتنت شامل ۲۴ شعر، انتشارات فصل پنجم، اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب

کتاب غزل زمان شامل ۸۱ غزل، دو غزل‌مثنوی و یک مثنوی، انتشارات نیماژ.

پیشنهاد می‌کنم این دو تا کتاب رو مطالعه کنید. شعرهای قشنگی تو این دو کتاب پیدا میشه.

تنها یکی به قله‌ی تاریخ می‌رسد...
شعری از کتاب غزل زمان؛  ابیاتی از این غزل پشت جلد کتاب نوشته شده.


بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست

با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله‌ی غنچه تنگ نیست

در کارگاهِ رنگرزانِ دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

از بردگی مقام بلالی گرفته‌اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله‌ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست

غزل شماره‌ی ۱۸- کتاب غزل زمان


شعر دیگری از همین کتاب در ادامهٔ مطلب نوشته شده
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۴۵
سعید علیجانی

یک نفر شاعر بود

یک نفر تاجر بود

تاجر مورد بحث

        در علوم ادبی دستی داشت

شعربازی می‌کرد-مثل کفتربازی-

شاعر ما روزی

      شعر «آزاد»ی گفت

شعر مذکور به دست تاجر واصل شد

تاجر از خواندن شعر

عصبانی شد و آن را جر داد

بعد از آن -با وقار ادبی-

پاکت ارزن خود را برداشت

رو به کفتر‌هایش-غرق در سجع ملیح-

اندر اوصاف و مزایای اصالت در شعر

نطق غرایی کرد

*

(صورت مسئله طولانی شد، می‌بخشید!)

مختصر شرح دهید:

۱. صله در شعر چه نقشی دارد؟

۲. بغبغو یعنی چه؟

*

(لطفاً از حاشیه پرهیز کنید.)

و موفق باشید!


از کتاب نوشداروی طرح ژنریک، اثر سید حسن حسینی

عنوان شعر: صورت مسئله‌ی بی‌آرایش!




البته همین‌ جوری هم این شعر رو به اشتراک نذاشتم.

این کتاب رو هم اگه علاقه‌مند به اشعار طنز با نگاهی متفاوت هستید، پیشنهاد می‌کنم مطالعه کنید. تیزبینی‌ها و ترکیبات هوشمندانه‌ی اشعار هم در این مجموعه جاله.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۳ ، ۲۲:۱۴
سعید علیجانی

در حال مطالعهٔ کتاب تحت پیگرد قانونی-ترانه های دوست خوبم احمد امیرخلیلی- هستم. کتاب خوبی منتشر شده و یه بار دیگه یه نویسندهٔ کتاب تبریک میگم.
ترانه‌ای از کتاب تحت پیگرد قانونی:


دلواپسم واسه همین روزا
این لحظه هایی که تلف می شه
این زندگی هر ثانیه ش بی تو
هر جا که باشم بی هدف می شه

هر روز با من سردتر می شی
وقتی که می خندی به احساسم
اونقدر دوری که یه وقتایی
حس می کنم تو رو نمی شناسم

می ترسم از کولاک بعد از این
من توو نگاهت برفو می بینم
باید بگی چی تو دلت مونده
پشتِ سکوتت حرفو می بینم

ترسم از امروزه٬ نه از فردام
حتا همین الان نابودم
بی تو نمی تونم خودم باشم
بعد از تو یادم میره کی بودم


اونقدر آرومی که می ترسم
آرامشت هم مرز تشویشه
هر جا پیِ رویات می گردی
کابوسم از اونجا شروع می شه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۵۹
سعید علیجانی