من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات

۱۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غزل» ثبت شده است

اندکی صبر کن ای ماه! که حرفی دارم

با دلم باش تو همراه! که حرفی دارم


لحظه‌ای برق نگاهت... همه جا روشن شد

صبر کن لحظه‌ی کوتاه! که حرفی دارم


ساکتم ، خیره به تاریکی شب‌های دراز...

تو بمان نور سحرگاه! که حرفی دارم


بیژنم -چاه‌نشین- نام تو را می‌خوانم

گوش کن! از ته این چاه که حرفی دارم


-----


خواستم با تو بگویم نتوانستم باز-

صبر کن صبر کن ای ماه که حرفی دارم


 سعید - یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۲:۲۷
سعید علیجانی
تو هفته‌ی پیش با چالشی آشنا شدم به اسم چالش کتاب‌خوانی به این صورت هر هفته یا هر دو هفته یک کتاب بخونیم و آخر هفته اون رو به دوستانمون معرفی کنیم. کار جالب و خوبیه. من هم تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم. همه چی بخونم و به اشتراک بذارم. با شعر شروع می‌کنم که من هم اهلش هستم.تو این مدت دو تا کتاب غزل از محمد سلمانی خوندم. کتاب «دربه‌در در پی نیافتنت» و «غزل زمان».

کتاب دربه‌در در پی نیافتنت شامل ۲۴ شعر، انتشارات فصل پنجم، اطلاعات بیشتر در مورد این کتاب

کتاب غزل زمان شامل ۸۱ غزل، دو غزل‌مثنوی و یک مثنوی، انتشارات نیماژ.

پیشنهاد می‌کنم این دو تا کتاب رو مطالعه کنید. شعرهای قشنگی تو این دو کتاب پیدا میشه.

تنها یکی به قله‌ی تاریخ می‌رسد...
شعری از کتاب غزل زمان؛  ابیاتی از این غزل پشت جلد کتاب نوشته شده.


بی‌حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما، سزای پریدن تفنگ نیست

با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما
وقتی بیا که حوصله‌ی غنچه تنگ نیست

در کارگاهِ رنگرزانِ دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

از بردگی مقام بلالی گرفته‌اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله‌ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست

غزل شماره‌ی ۱۸- کتاب غزل زمان


شعر دیگری از همین کتاب در ادامهٔ مطلب نوشته شده
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۳ ، ۱۵:۴۵
سعید علیجانی
آی من! تاب نیار این همه دلتنگی را

خب، عنوان مطلب اینه گوش کنید! ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه با حسین منزوی. قضیه اینه که من از وقتی در سایت soundcloud عضو شدم، یه سری فهرست آهنگ یا همون پلی‌لیست واسه خودم درست کردم. یه ماه پیش یه پلی‌لیست درست کردم به اسم حسین منزوی و توی سایت گشتم و هر چی دکلمه، شعرخوانی شاعر و یه سری آهنگ (با صدای خواننده‌هایی مثل کوروش یغمایی، علیرضا قربانی، همایون شجریان و ...) رو به این فهرست اضافه کردم. در حال حاضر این فهرست داری ۳۸ تا قطعه است که شاید در آینده یه سری دکلمه یا آهنگ جدید بهش اضافه بشه. در حال حاضر با گوش دادن به این مجموعه می‌تونید ۲ ساعت و ۳۷ دقیقه از اشعار حسین منزوی لذت ببرید.

لینک پلی‌لیست: پلی‌لیست حسین منزوی در soundcloud

تمام شد!

گلچین رسید و نوبت با من وزیدننت
دیگر تمام شد، گل سرخم تمام شد
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۳ ، ۰۲:۵۳
سعید علیجانی


نسل گل این‌بار هم از خار ضربت می‌خورد

صبح ایمان از شب کفار ضربت می‌خورد


بعد از این معیار عشق و نفرتی در کار نیست

از کف اغیار، فرق یار ضربت می‌خورد


خاک را در می‌نوردد لشکر کابوس و جهل

تا قیامت دیده‌ی بیدار ضربت می‌خورد


طبق معمولی که در تاریخ نامعمول نیست

نص حق از ظن و از پندار ضربت می‌خورد


روشنایی‌بخشِ هستی آبروی آفتاب

با شبیخونی سیه‌رفتار ضربت می‌خورد


قلب نیشابور امکان غرق آتش می‌شود

عالمی عطار از تاتار ضربت می‌خورد


سرخ افشا می‌شود راز دو عالم دین و داد

گنج دانش، مخزن‌الاسرار ضربت می‌خورد


راز این وارونگی شد مایه‌ی بُهتی سِتُرگ

آسمان از خاکِ بی‌مقدار ضربت می‌خورد؟


باغ ما کم‌خونی گل دارد و فقر نگاه

نرگس بیمار چون بسیار ضربت می‌خورد


بی جهت عالم به سمت و سوی ویرانی نرفت

خانه ویران است چون معمار ضربت می‌خورد


سید حسن حسینی- سفرنامه گردباد- ۱۹ رمضان ۱۴۲۴

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۳ ، ۲۰:۰۸
سعید علیجانی

به نام خدا با سلام آشنا

تو رفتی زمان شد حرام آشنا


نفس می‌کشم بعد از این در خلأ

تو رفتی...تو بودی هوام آشنا


من این‌جا نشستم! در اعماق شب

شبم بی تو شد ناتمام آشنا


زمین پر شد از راه بی‌انتها

بجویم تو را در کدام؟ آشنا


زمین پر شد از نارفیقان بد

کجایی تو ای بامرام آشنا؟


فقط کار من جست‌و‌جو شد. بگو-

کجایی؟ بگو یک کلام آشنا


**

تو را خوانده‌ام «عشق زیبای خود»

مرا «عشق خوبم» بنام ای آشنا!


***

سلام ای که دیشب تو در خواب من

رسیدی و گفتی: « سلام آشنا»


۱۰ تیر ۱۳۹۳


در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۳ ردیف این غزل را از «ای رفیق» به «آشنا» تغییر دادم.
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۳ ، ۰۲:۳۸
سعید علیجانی

شعر و ریاضی هر دو خیلی زیبا هستند.
ولی وقتی کنار هم قرار می گیرند خیلی زیباتر میشن.
خیلی کوتاه مثل این بیت از یک غزل زیبای حسین منزوی

ای حاصل ضرب جنون در جان جان جان من
دیوانه در دیوانگی دیوانه در دیوانه جان

فقط خواستم بگم این غزل رو خیلی دوست دارم. در ادامه غزل رو نوشتم. همچنین می‌تونید دکلمه‌ی زیبای این غزل رو از طریق سوندکلود گوش کنید.


و اما غزل


دیوانگی زین بیشتر ؟ زین بیشتر ، دیوانه جان
با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان

در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو
وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان

چون می نشستی پیش من گفتم که اینک خویش من
ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان

گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر
عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان

کی داشته است اما جنون در کار خویش از چند و چون
قید سفر دیوانه جان ! قید حضر دیوانه جان

ما وصل را با واژه هایی تازه معنا می کنیم
روزی بیامیزیم اگر با یکدگر دیوانه جان

تا چاربند عقل را ویران کنی اینگونه شو
دیوانه خود دیوانه دل دیوانه سر دیوانه جان

ای حاصل ضرب جنون در جان جان جان من
دیوانه در دیوانگی دیوانه در دیوانه جان

هم عشق از آنسوی دگر سوی جنونت می کشد
گیرم که عاقل هم شدی زین رهگذر دیوانه جان

یا عقل را نابود کن یا با جنون خود بمیر
در عشق هم یا با سپر یا بر سپر دیوانه جان


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۳ ، ۰۱:۱۹
سعید علیجانی

سعدی...سعدی...سعدی

غزلی از شیخ که منو مجاب کرد مطلبی کوتاه برای سعدی بنویسم

مطلع غزل «‫معلمت همه شوخی و دلبری آموخت‬   /  ‫جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت»

عادت دارم وقتی که شعری می خونم بیت هایی که خیلی زیباست و در اصطلاح بهش میگن (شاه بیت) رو یه جا می نویس‬م. هر روز هم یه سری شاه بیت جمع می کنم بعضی وقتا هم اونا رو به عنوان توییت یا استاتوس قرار می دم. ٰپیشنهاد می کنم آثار سعدی رو مطالعه کنید. کمتر شعری از سعدی هست که شاه بیت نداشته باشه.
امروز دوباره این غزلو خوندم. واسه انتخاب شاه بیت موندم چی کار کنم.پنج تا شاه بیت به انتخاب خودم از این غزل می نویسم. می خواستم حرف خودمو هم زیر تک بیت ها بنویسم ولی دیدم ننویسم بهتره(حال شعر از بین میره) . کل غزل رو هم در ادامه ی مطلب می نویسم


«‫تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین‬
‫به چین زلف تو آید به بتگری آموخت‬»


«‫همه قبیله من عالمان دین بودند‬
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت‬»

«‫دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن‬
‫کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت»‬

«‫من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش‬
‫ندیده ام مگر این شیوه از پری آموخت‬»

«‫چنین بگریم از این پس که مرد بتواند‬
‫در آب دیده سعدی شناوری آموخت‬»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۳:۳۴
سعید علیجانی

آهنگی فوق العاده زیبا با صدای حجت اشرف زاده در اواخر سال ۹۲ گوش دادم و کلی لذت بردم. با شعری فوق العاده زیبا و دلنشین از علیرصا بدیع شاعر جوان. شعر رو اینجا می نویسم و پیشنهاد می کنم آهنگ رو هم گوش کنید. بهترین شعری که در قالب موسیقی در سال ۹۲ گوش دادم همین آهنگه


لینک آهنگ در رادیوجوان

لینک آهنگ در soundcloud


و اما شعر


تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی


آه از نفس پاک تو و صبح نشابور

از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی


پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار

فیروزه و الماس به آفاق بپاشی


ای باد سبکسار مرا بگذر و بگذار

هشدار که آرامش ما را نخراشی


هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم

اندوه بزرگی است چه باشی چه نباشی

۳۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۲:۲۴
سعید علیجانی

باغ من یخ زده! ای نوبر فروردینم-

چند سالی ست که رویای تو را می بینم


چند سالی ست زمستان و زمین یخبندان

چند سالی ست فقط غصه و غم آیینم


چند سالی ست سرم دور زمین می گردد

ای بهارم تو کجایی؟ ... بدهی تسکینم


چند سالی ست که من خسته و تنها ماندم

بی تو نوروز نمی آید و  ...  من غمگینم


->   ->   ->  ->   ->   ->   ->


«چند وقت ست که هر شب به تو می اندیشم»

در خیالم تو و من ...  باغ و گلی می چینم


«عاشقی جرم قشنگی ست» یکی گفته بخوان!

«حتم دارم که تویی» ... نوبر فروردینم


->   ->   ->  ->   ->   ->   ->


از تو می گویم و امشب تو فقط نزد منی!

من فقط خواب تو را خواب تو را می بینم ...


۱۱ اسفند ۱۳۹۲  سعید علیجانی

غزلی نوشتم تحت تاثیر مثنوی زیبای دکتر یاسمی


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۱
سعید علیجانی


اولین غزلی که از مرحوم سید حسن حسینی خوندم که باعث شد شیفته ی آثار و شخصیت بزرگ سید بشم. غزلی با ردیف چه کنم

بخشی از آثار سید رو مطالعه کردم. و هر چی که تا الان خوندم خوشم اومده. اشعاری سرشار از انسانیت ٬ سرشار از ذوق٬ سرشار از عشق راستین٬ سرشار از شناخت و ...

و اما غزل


شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟

ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه کنم؟


نیست از هیچ طرف راه برون شد ز شبم

زلف افشان تو گردیده حصارم چه کنم؟


از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟


من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دبدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟


یک به یک با مژه هایت دل من مشغول است

میله های قفسم را نشمارم چه کنم؟


کاور از صفحه ی سید حسن حسینی

seyed-hasan-hosseini-az-azal


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۱۸
سعید علیجانی