من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۵، ۲۱:۰۲ - مجهول
    like
به‌روز رسانی: تمام ویدئوهای جشنواره آپلود شده و از طریق سایت جشنواره به آدرس sfd.fsug.ir/1394 در اختیار همهٔ افراد قرار گرفته.


روز آزادی نرم‌افزار روزیه که دوستداران نرم‌افزار آزاد اون روز رو جشن می‌گیرن، و دور هم جمع میشن. این رویداد در سومین شنبهٔ ماه سپتامبر در سراسر دنیا برگزار میشه. هدف این رویداد، معرفی مفهوم نرم‌افزار آزاد و تشویق افراد به استفاده از نرم‌افزار آزاده.


امسال جشنوارهٔ روز آزادی نرم‌افزار در تهران، در تاریخ ۹ مهر ۱۳۹۴، از ساعت ۹ تا ۱۶ در دانشگاه صنعتی شریف، سالن جابر برگزار میشه. همهٔ افراد می‌تونن در برگزاری این رویداد مشارکت داشته باشن.



نکتهٔ اول این که شرکت در این جشنواره برای عموم علاقه‌مندان آزاد و رایگانه.


نکتهٔ دوم این که جهت حمایت علمی تو این جشنواره می‌تونید تو این جشنواره ارائه بدید یا کارگاه برگزار کنید، برای این کار شرایط برگزاری کارگاه و اعلامیهٔ فراخوان ارسال مقاله رو مطالعه کنید، و بعدش از طریق فرم ارسال مقاله، کارگاه یا ارائهٔ پیشنهادی خودتون رو تو سایت ثبت کنید.


نکتهٔ سوم این که هزینه‌های این جشنواره از طریق حمایت مالی افراد جامعه (دونیشن) و کمک اسپانسرها تامین میشه. شما هم می‌تونید برای کمک به تامین هزینه‌های جشنواره،  حمایت مالی کنید.


به خاطر داشته باشید که حمایت شما بیش از مبلغ آن برای جامعه نرم‌افزار آزاد سودمند خواهد بود.


نکتهٔ چهارم این که همکاری در امور اجرایی و روند برگزاری جشنواره، صفحهٔ همکاری با تیم اجرایی رو مطالعه کنید.


جهت کسب اطلاعات بیشتر صفحهٔ مشارکت در جشنواره و صفحات مختلف سایت جشنواره رو مطالعه کنید.


به امید دیدار شما در جشنوارهٔ روز آزادی نرم‌افزار تهران


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۴ ، ۱۲:۳۴
سعید علیجانی

معرفی مقالهٔ نقش جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد

این مقاله حدود یک ماه پیش نوشته شده و از طریق ویکی بنیاد دانش آزاد منتشر شد.

این مقالهٔ کوتاه برای شرایط فعلی نرم‌افزار آزاد در ایران نوشته شده. و شامل چهار بخش اصلی، «اهداف و دستاوردهای دولت»، «جهانی‌سازی»، «شناخت جایگاه جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد»، و «راهکار پیشنهادی» هست.


تو مقدمهٔ این مقاله اومده که:


در این نوشتار سعی شده ابتدا به صورت اجمالی وضع کنونی، اهداف و دستاوردهای دولت در استفاده، ترویج و توسعهٔ نرم‌افزار آزاد در ایران تحلیل شود. در "شناخت جایگاه دولت و جامعه در حمایت از نرم‌افزار آزاد" این اهداف با واقعیت مقایسه شده و در نهایت "راهکار پیشنهادی" نوشته شده است.


این مقاله رو می‌تونید از طریق ویکی بنیاد دانش آزاد مطالعه کنید. همچنین این مقاله در نشست هم‌اندیشی توسعه بکارگیری نرم‌افزار آزاد/متن‌باز در کشور در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ توسط من و سیدمحمدمسعود صدرنژاد ارائه شده. که برای اون اسلاید‌هایی هم آماده کردیم.


آخرین نسخهٔ مقالهٔ نقش جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد


اسلایدهای مقاله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۷
سعید علیجانی
ویدئوی سخنرانی جیمی ولز۱ در مورد ویکی‌پدیا رو در تد دیدم. اواخر ویدئو جیمی ولز حرف جالبی در مورد این که «چرا دانشگاهیان از ویکی‌پدیا متنفرند؟» که من نقل قول جیمی ولز رو اینجا می‌نویسم. خیلی جالب بود.

چند وقت قبل من ایمیلی از یک روزنامه‌نگار گرفتم که گفته بود: «چرا دانشگاهیان از ویکی‌پدیا متنفرند؟» من جواب را از ایمیل هاردواردم فرستادم. (چون به تازگی آنجا کار می‌کنم) و گفتم «خب، همهٔ آن‌ها ازش متنفر نیستند». ولی من فکر می‌کنم که تاثیر عمیقی خواهد داشت که ما یک پروژه داریم که من شخصا به خاطر آن خیلی خوشحالم، اون پروژه کتاب‌های ویکی است. که تلاشی است برای ایجاد کتاب‌های مرجع به همهٔ زبان‌ها. یک پروژهٔ خیلی بزرگ‌تر است، حدود ۲۰ سال یا بیشتر طول خواهد کشید که میوه‌هایش به ثمر برسند. ولی بخشی از آن این است که ماموریتمان را در دادن یک دانشنامه به هر انسان روی زمین تکمیل کنیم، منظورمان این نیست که سی‌دی‌هایی شبیه AOL برای هر کسی ارسال کنیم. منظور ما این است که می‌خواهیم به آن‌ها ابزاری بدهیم که بتوانند استفاده کنند، و برای خیلی از مردم جهان، اگر من دانشنامه‌ای بدهم که در سطح دانشگاهی نوشته شده باشد، هیج فایده‌ای نخواهد داشت، بدون همهٔ آن موارد پیش‌زمینه‌ای که لازم است، که شما را به سطحی برساند که واقعا بتوانید از آن استفاده کنید و خب کتاب‌های ویکی۲ تلاشی است که آن کار را انجام می‌دهد و من فکر می‌کنم که ما (اثرات) خیلی زیادی را مشاهده خواهیم کرد. ممکنه حتا از طرف ما نیاد. انواع مختلف نوآوری الان وجود دارد، ولی کتاب‌های مرجع با مجوز آزاد بزرگ‌ترین چیز بعدی در آموزش خواهند بود.


۱ جیمی ولز، بنیانگذار ویکی‌مدیا، مجری پروژهٔ ویکی‌پدیا
۲ ویکی‌کتاب
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۰
سعید علیجانی

چند ماه پیش کتاب رمز داوینچی (یا راز داوینچی) نوشتهٔ دن براون، ترجمهٔ حسین شهرابی و سمیه گنجی رو خوندم. با خودم گفتم یه مطلب در مورد این کتاب بنویسم که بالاخره نوشتم. نمی‌دونم چجوری یک کتاب رمان رو معرفی کنم، کتاب شعر باشه، یه شعر از کتاب انتخاب می‌کنم و کتاب رو معرفی می‌کنم، خب این کتاب یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های رمان دنیاست که به زبان‌های مختلف هم ترجمه شده، و خیلی‌ها باهاش آشنایی دارند و قبل از من شاید خونده باشند. من توو این مطلب نکاتی رو که به نظرم جالب بود بیان می‌کنم. (اگه می‌خواید هیجان داستان حفظ بشه لینک ویکی‌پدیاش رو باز نکنید، و صفحه‌اش رو نخونید، بعد از این که کتاب رو خوندین به صفحهٔ ویکی‌پدیاش نگاه بندازید)


اولین نکتهٔ جالب این کتاب داستان زیبا و پرحادثه‌ای هست که روایت می‌کنه، جوری هیجان‌انگیزه که من موقع خوندن کتاب هر سری با کلی با کلی شوق و ذوق برمی‌گشتم و ادامهٔ داستان رو می‌خوندم. انگار من هم در این داستان بودم و با شخصیت‌های داستان در جاهای مختلف همراه بودم. وقتی که خوندن کتاب تموم شد، ناراحت شدم که چرا این داستان زیبا به انتها رسید. شاید یک بار دیگه هم این کتاب رو بخونم، ولی هیجان بار اول رو دیگه نخواهد داشت، برای همین داستان رو برای شما لو نمی‌دم.

دومین نکتهٔ جالب کتاب موارد رمزگونه‌ای بود که تا آخر داستان هم بود، و ذهن من همواره در حال حل کردن یه معما بود، از اسم کتاب هم مشخصه، معمایی که حل کردنش لذت‌بخش بود، و هر وقت بخشی از معما حل می‌شد، علاوه بر این که با کلی مطلب تاریخی و هنری آشنا می‌شدم، ذهنم درگیر یه معمای دیگه می‌شد.

سومین نکتهٔ جالب توصیف آثار هنری و معماری اروپا و تاریخ مسیحیت هست، همین طور که داستان پیش می‌رفت با موارد مختلفی از تاریخ و هنر اروپا و مسیحیت آشنا می‌شدیم، و نویسنده هم به خوبی این آثار رو در قالب داستان‌های خیالی یا واقعیت‌های تاریخی توصیف می‌کرد. البته ترجمه هم به خوبی این مورد رو منتقل کرده بود.

چهارمین نکتهٔ جالب آشنایی با نمادهای مختلف و زیادی بود که در مورد بعدی توضیح بیشتری می‌دم.

آخرین و کلیدی‌ترین نکتهٔ جالب بحث ادیان مسیحی و قبل از مسیحی مثل پگانیسم در این کتاب بود. اولین این که با آیین پگانیسم از طریق این کتاب آشنا شدم، با آداب و رسومش، نمادهای مختلفش و ... و بعد در موردش تحقیق کردم و با یکی از دوستام هم در موردش بحث کردیم. پاورقی‌های مترجم هم در توضیح بیشتر خیلی از موارد خیلی خوب بود. دومین این که داستان رمان با این که خیالی بود، ولی در مورد تاریخ ادیان و چرایی رفتارها و باورهای مختلف دینی ذهن منو باز کرد و بعد از خوندن این کتاب نوع دیگه‌ای به ادیان و باورهای مختلف نگاه می‌کنم. شاید توصیفش در این مطلب سخت باشه، بهترین کار اینه که بدون هیچ تعصبی کتاب رو بخونید و در موردش فکر کنید. هم این که یکی از بهترین آثار ادبی دنیا رو خوندین و هم این که مثل من با کلی اتفاقات و موارد جالب مختلف آشنا می‌شید.


این بود معرفی من از این کتاب، با کمی جست‌وجو در این اینترنت نسخه‌ای که من خوندم رو می‌تونید پیدا کنید، شاید در کتابخونه‌ها و بعضی از کتابفروشی‌ها هم پیدا بشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۱۶
سعید علیجانی
بیلبوردی در یکی از خیابون‌های تهران دیدم که روی اون نوشته بود:  «کسب روزی حلال به منزلهٔ جهاد در راه خداست»۱ و بالای اون عکس یه سری ابزار کار مانند بیل و آچار و ... گذاشته بود. همراه با تصویر سلاح کلاشینکف به صورت کمرنگ در وسط تصویر کشیده بود. حالا به نظر شما ایراد این طرح کجاست؟

اکثریت مردم جامعهٔ ایران درآمدی دارند که بر اساس عُرف جامعه است، که در اصطلاح بهش میگن «روزی حلال»، و اقلیتی هم هستند که درآمدی خارج از این عرف دارند. مشخصه که اون جمع اقلیت با دیدن جملهٔ بالا به سرعت متحول نمیشن و بگن ما هم از این به بعد روزی حلال کسب می‌کنیم. برای این که کسی که به روزی حلال و حرام پایبند نباشه، براش جهاد در راه خدا هم مهم نیست، و وقتی بهشون بگی روزی حلال کسب کنی، مثل جهاد در راه خداست، میگه جهاد در راه خدا چیه!؟ پس مشخصه که این طرح نمی‌تونه اون افراد رو به کسب حلال تشویق کنه. اما باز هم این ایراد نیست.

ایراد این بیلبورد این جاست که در زمان صلح، در طراحیش تصویر اسلحه هست، و این عکس در ناخودآگاه یا خودآگاه افرادی که به روزی حلال باور دارند، استفاده از سلاح و جنگیدن با بقیه هم مثل همین کسب روزی حلال کار خوبیه. کما این که از این طرح در زمان صلح استفاده شده، و در این زمان کاربردی نمی‌تونه داشته باشه، شاید اگر زمان جنگ می‌بود، لازم بود که دفع متخاصم تبلیغ بشه، اما الان لازمه که گفتمان، مطالعه در مورد فرهنگ‌ها و جوامع مختلف بشری، تبلیغ بشه. چرا که مردم همهٔ دنیا فارغ از اختلافات دولت‌های کشورهای مختلف، همه انسان هستند و می‌تونن در بارهٔ موارد مختلف با هم صحبت کنند، و کنار هم دوست باشند.

صحبتی با طراح اون بیلبورد: نمایش تصویر اسلحه، در کنار هر جمله‌ای و طرحی نماد جنگ‌طلبیه و درست نیست که ترویج و تبلیغ بشه، برای اون جمله می‌شد نمادهای مختلفی استفاده کرد، که معنیش جهاد باشه، کشور ایران هشت سال درگیر جنگ تحمیلی بوده که در اصطلاح بهش میگن دفاع مقدس و از اون موقع کلی نماد برای دفاع و جهاد هست، مثل پلاک، چفیه و ...

شاد باشیم! صلح، دوستی و افزایش آگاهی و خرد رو تشویق کنیم.


۱-جست‌وجو کردم متوجه شدم این جمله حدیثی از پیامبر اسلامه
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۰
سعید علیجانی
پیام صادری یه ایده داد که با موضوع علم بهتر است یا ثروت هر کس یه انشا بنویسه. من هم در جواب گفتم که سعی می‌کنم که بنویسم، ولی تا امروز هیچ ایده‌ای برای نوشتن این انشا نداشتم، تا این که امروز اتفاقی همراه با یکی از دوستام از خیابون و بازار مولوی تهران رد شدم.

امروز به صورت اتفاقی همراه با یکی از دوستام از خیابون و بازار مولوی رد شدم. از اتوبوس پیاده شدیم، وارد بازار (بخش اسباب‌بازی‌فروش‌ها) شدیم، کمی جلو رفتیم، به یه دوراهی رسیدیم. دست راست ادامهٔ مغازه‌هایی بود که اسباب‌بازی می‌فروختن. اما دست چپ، یه راسته بود که اون جا هیچ مغازه‌ای باز نبود، تمام کرکره‌ها پایین بود، فقط تعداد زیادی معتاد (فکر کنم بیشتر از شصت، هفتاد نفر بودن) دو طرف راسته نشسته بودن و جلوی چشم همه مشغول مصرف مواد مخدر بودن. تماشای این صحنه خیلی ناراحت‌کننده بود. دوستم می‌گفت روزهای دیگه تعداد این افراد بیشتر از ۳۰۰ نفر هم میشه. تو این راسته یه تابلوی پایگاه مقاوت بسیج هم دیدم، و از این جالب‌تر کاسب‌هایی که در فاصلهٔ کمی قرار داشتند و کَکِشون هم نمی‌گزید و فقط به فکر تجارتشون بودن. زود از اونجا رد شدیم و برگشتیم. از بازار بیرون اومدیم، تو مسیر برگشت به سمت مترو توو خیابون کافی بود سر بچرخونی و به یه نقطه خیره بشی، کمتر از یک دقیقه مواد مخدر یا آثاری از مواد رو بین دست‌فروش‌ها می‌شد مشاهده کرد، یعنی در زمان بسیار کوتاهی هر کس می‌تونست مواد مخدر تهیه کنه. یاد ترم ۳ دانشگاه افتادم که می‌خواستم یه کتاب معادلات دیفرانسیل بخرم و بیشتر از یک ساعت انقلاب رو گشتم و آخر هم جایی نبود که کتاب رو داشته باشه. (گویا دسترسی به مواد مخدر از دسترسی به اون کتاب دیفرانسیلی که من می‌خواستم راحت‌تره).

و اما ارتباط این صحنه‌های ناراحت‌کننده که تو مولوی دیدم با موضوع انشا. از دید من این که انسان‌ها دنبال ثروت زیاد برن یا علم زیاد بستگی به هدف خودشون از زندگی داره، و به صورت مطلق برای هیچ کدوم برتری خاصی قائل نیستم. اما مساله‌ای که به نظرم باید دارای اهمیت باشه، خود «انسان» هست. به قول حسین منزوی «هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت/اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت». این که افرادی با هدف کسب ثروت، تجارت مرگ راه انداختند و باعث بدبختی تعداد زیادی از انسان‌ها میشن. یا از علمشون برای تولید مواد مخدر استفاده می‌کنن. شاید اون دانشمندی که برای اولین بار به این فرمول شیمیایی رسیده، هدفش پیشرفت علم بوده، ولی از همین علم در راه نادرست استفاده میشه، یا بمب هسته‌ای، انواع اقسام جنگ‌افزار و ... همهٔ این‌ها ارمغان‌های علم هستند، که در راه نادرست بر ضد انسان استفاده شدند. یا سرمایه‌دارهایی که با هدف کسب ثروت بیشتر دست به انحصار سرمایه می‌زنند و باعث میشن که فقر در بین انسان‌ها گسترش پیدا کنه، این هم ارمغان ثروتی هست که موجب نابودی انسان میشه.

من تا اندازه‌ای که نیاز داشته باشم، دنبال علم و ثروت میرم، ولی هیچ وقت از علم یا ثروتم یا در راه رسیدن بهشون، به انسانی خسارت وارد نمی‌کنم و آزادی کسی رو ازش نمی‌گیرم. امیدوارم که سایر افراد هم برای «انسان» بیشتر از هر چیز دیگه‌ای ارزش قائل باشن.

در آخر هم اینو بگم که سعدی یه شعر داره که خیلی از ایرانی‌ها بهش افتخار می‌کنن «بنی آدم اعضای یک پیکرند». اگه ما قبول کنیم که همهٔ آدم‌ها پیکر یک انسان واحد رو تشکیل می‌دن، با دیدن این صحنه‌های اعتیاد، جنگ و خونریزی، فقر و گرفتاری و ... به این نتیجه می‌رسیم که این انسان به شدت بیماره، چون بخش زیادی از سلول‌های اون مشکلات جدی داره. درمان این بیماری نه علمه، نه ثروت. بلکه آگاهی و ارزش دادن به انسانه.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۱
سعید علیجانی

امروز آخرین چهارشنبهٔ ماه مارسه. رویداد روز آزادی مستندات تو آخرین چهارشنبه مارس هر سال توسط افراد داوطلب و علاقه‌مند به آزادی مستندات در سراسر دنیا برگزار میشه. خواستم در مورد معرفی این روز یه مطلب بنویسم، ولی دیدم که سال ۲۰۰۸ جادی عزیز یه مطلب خوب و مفصل در موردش نوشته. پیشنهاد می‌کنم برای آشنایی با آزادی اسناد و این روز مطلب وبلاگ کیبرد آزاد و دو تا پیوند دیگهٔ آخر متن رو باز کنید و در موردش بخونید.



پ ن: امیدوارم سال دیگه ما هم تو ایران به مناسبت این روز یه رویداد داشته باشیم.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۵:۴۴
سعید علیجانی

در مطلب قبلی در مورد این که چجوری تونستم یه مقاله رو از سایت کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه شریف دانلود کنم، نوشتم. خب در نگاه اول با استفاده از روش‌های معمول نمیشه اون مقاله رو دانلود کرد. و من برای دانلود از ابزارهای کاربردی و قوی گنو/لینوکس استفاده کردم. بگذریم از این که مقاله رو با فرمت png و کیفیت پایین قرار دادن. وقتی داشتم فایل‌های دانلودشده رو مرور کردم، به این عکس برخوردم.


عکسی که منو به فکر فرو برد تا مطلبی در مورد مهم بودن دانش آزاد بنویسم. این عکس و این سایت نمونهٔ قابل مشاهدهٔ انحصار دانش، محدود کردن دیگران و محروم کردن بقیه از کسب دانشه. یه محیط آکادمیک که تنها دانش رو در اختیار افراد اون محیط قرار میده و افرادی که خارج از اون محیط هستند هیچ حقی ندارند که پایان‌نامه‌ها رو مطالعه کنند. همچنین خود اعضای اون محیط هم آزادی کامل ندارند و تنها می‌تونن پایان‌نامه‌ها رو مطالعه کنند، به طور مثال آزادی کپی کردن رو ندارند.


من تو مقالهٔ فلسفهٔ آزادی دانش، در مورد محدودیت محیط‌های آکادمیک نوشتم. تنها راهی که یه نفر می‌تونه به پایان‌نامه‌های یه دانشگاه دست پیدا کنه اینه که عضو اون دانشگاه (دانشجو یا استاد) بشه. و خب به این راحتی‌ها هم نیست، به طور مثال من می‌خوام به سه تا پایان‌نامه از سه دانشگاه مختلف با موضوعات فلسفه، ژنتیک و ریاضیات دست پیدا کنم، و عمر انسان به اندازه‌ای نیست که بتونه برای مطالعهٔ هر پایان‌نامه‌ای عضو یه دانشگاه متفاوت بشه. این نکته رو در نظر داشته باشیم که انحصار دانش و محدودیت باعث عدم پیشرفت دانش میشه. یکی از بهترین جملاتی که تو این چند وقته دیدم این بود «دانش تنها با اشتراک گذاری آن رشد می‌کند». این جمله شعار سایت wikiToLearn هست که سعی می‌کنم در یه مطلب جدا در موردش بنویسم.
.

knowledge only grows if shared


اگر به دنبال پیشرفت دانش و جامعه هستیم، باید قبول داشته باشیم که دانش آزاد موضوع خیلی مهمیه. این که مطالعهٔ هر محتوایی (کتاب، مقاله، پایان‌نامه و ...) برای همهٔ انسان‌ها امکان‌پذیر و آزاد باشه. تا انسان‌های بیشتری یاد بگیرند و در گسترش دانش کمک داشته باشند. هر چقدر افراد بیشتری بتونن آزادی کسب دانش رو داشته باشند، جامعه بیشتر پیشرفت می‌کنه.


و در آخر، برای آشنایی با دانش آزاد مقالهٔ دانش آزاد در ویکی‌پدیا رو بخونید و برای عمیق‌تر شدن، ویکی بنیاد دانش آزاد رو بخونید و در صورت تمایل با ما همکاری کنید.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۱۵
سعید علیجانی