من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۶، ۰۰:۳۳ - بهروز
    ازز

امروز یکی از دوستام ازم یه سوال پرسید که می‌تونم از یه صفحهٔ وب چیزی رو دانلود کنم؟ من هم در جواب بهش گفتم که باشه الان امتحان می‌کنم. پیوندی رو که فرستاده بود، باز کردم. پیوند مربوط به یه مقاله در کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه صنعتی شریف بود. یه خورده سایت رو بررسی کردم. رو گزینهٔ مشاهده کلیک کردم. یه پاپ‌آپ نمایش‌دهندهٔ مستندات باز شد. اونجا صفحات مستند مورد نظر رو دیدم، ولی خب گزینه‌ای برای دانلود نداشت، روی صفحهٔ مقاله کلیک راست هم نمی‌شد کرد. برای این که بفهمم چی به چیه، از ابزار Page Inspector فایرفاکس استفاده کردم و سورس قسمت مورد نظر رو باهاش مشاهده کردم. دیدم که مقاله رو به صورت فایل‌های png نمایش میده.


سورس قسمت مورد نظر:

<img id="Photo" style="width: 950px; height: 1335px; display: block; left: 0px; top: 0px; border: 1px solid rgb(204, 204, 204);" src="http://library.sharif.ir:80/parvan/resource/285081/c/13327/get/dsPID=ma1&amp;scale=1.65">


قسمت آخر سورس آدرس عکس قرار داشت

src="http://library.sharif.ir:80/parvan/resource/285081/c/13327/get/dsPID=ma1&amp;scale=1.65"


این آدرس رو در یک تب جدید باز کردم و عکس رو مشاهده کردم.

http://library.sharif.ir:80/parvan/resource/285081/c/13327/get/dsPID=ma1


برای این که مطمئن بشم عکس‌های بعدی هم طبق این الگو هستن، عدد ۱ آخر آدرس رو به ۲ و ۳ تغییر دادم و دیدم درسته. خب حالا وقتشه که کل عکس‌ها رو دانلود کنم. برای این کار تنها کافیه یه اسکریپت خیلی کوچیک bash بنویسم و اجراش کنم تا ۱۳۰ صفحهٔ‌مقاله دانلود بشه و خب این کار رو انجام دادم.


#!/bin/bash

for ((i=1; i<= 130;i++))
do
        wget --output-document=$i.png  http://library.sharif.ir/parvan/resource/285081/c/13327/get/dsPID=ma$i
done


خب این همون حلقهٔ معروف for هست و از برنامهٔ دانلود تحت کامند wget برای دانلود استفاده کردم، سوئیچ «output-document» هم اسم فایل رو مشخص می‌کنه، که من گذاشتم از ۱ تا ۱۳۰ باشه.


بعد از این که ۱۳۰ صفحه دانلود شد، دیدم یه مشکل خیلی بزرگ‌تر هست، دربارهٔ این مشکل بزرگ‌تر در پست بعدی می‌نویسم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۰۷
سعید علیجانی

«ما نه تنها برای آزادی برنامه‌نویسان، که برای آزادی دیگر کاربران نیز ایستادگی می‌کنیم. بیشتر ما برنامه‌نویس هستیم، و آزادی را علاوه ‌بر خودمان برای شما نیز می‌خواهیم.» ریچارد استالمن


من عادت دارم هر سال به مناسبت ریچارد استالمن بزرگوار یه مطلب تو وبلاگ بنویسم و تولدش رو تبریک بگم. تنها کسی که هر سال تولدش رو تبریک میگم چون به نظرم وجود این انسان برای همهٔ انسان‌ها ارزشمند بوده و هست. و خیلی خوشحالم که ۱۶ مارس ۱۹۵۳ این آدم متولد شده و هنوز هم زنده است و من هم معاصر با این انسان هستم.


امسال به مناسبت زادروز پیشنهاد می‌کنم صفحهٔ ریچارد استالمن رو در سایت ویکی‌گفتاورد فارسی بخونید، و از اون بهتر اگه نقل‌قول دیگه‌ای از ریچارد استالمن هست یا هر فرد دیگه‌ای که می‌شناسید به این دانش‌نامهٔ آزاد اضافه کنید. من این صفحه رو چند هفته پیش درست کردم ولی خب باز هم جای کار داره.

و اما سخن پایانی از لارس لسینگ در مورد استالمن


«هر نسلی فیلسوف خود را دارد - نویسنده یا هنرمندی که انگاره‌های زمان خود را ثبت می‌کند. گاهی این فیلسوفها براحتی بازشناخته می‌شوند؛ اما اغلب چند نسل طول می‌کشد تا موضوع روشن شود. اما شناخته شده یا نشده، کسانی که ایده‌های عصر خود را بیان می‌کنند زمان را نشانه می‌گذارند، خواه در نجوای شعری یا در انفجار جنبشی سیاسی. نسل ما هم یک فیلسوف دارد. او هنرمند یا نویسنده حرفه‌ای نیست. او برنامه‌نویس است. ریچارد استالمن کار خود را به عنوان برنامه‌نویس و معمار سیستم عامل در آزمایشگاه‌های دانشگاه MIT شروع کرد. او زندگی خود در عرصه عمومی را به عنوان یک برنامه‌نویس و معمار نرم‌افزار صرف بنیانگذاری جنبشی برای آزادی در دنیایی کرد که بطور فزاینده با «کد» معنا می‌شود. » --لارنس لسنیگ، پروفسور حقوق، دانشگاه حقوق استانفورد


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۵۷
سعید علیجانی


با دیدن این توییت تصمیم گرفتم که یه مطلب کوتاه دربارهٔ حقوق دیجیتال بنویسم. به نظرم یکی از معضلات همهٔ انسان‌ها همین عدم آشنایی با حقوق دیجیتالشونه. به طور مثال تو لیست پستی آف‌تاپیک تهران‌لاگ چند روز پیش یکی یه جواب داد که «تو یه وجب مانیتور دنبال چه آزادی‌ای می‌گردین» یا یکی دیگه گفت که «لینوکس خلا کاربرپسندی رو با فلسفه پر کرده». خب این بحث تو جایی شکل گرفته که افرادش همگی استفاده‌کننده از گنو/لینوکس و نرم‌افزار آزاد هستند. این بحث در لیست پستی تهران‌لاگ آخرش به این جواب‌ها ختم شد. جاهای دیگه اگه بخوای از نرم‌افزار آزاد صحبت کنی، کار خیلی سخت‌تر میشه.




من تو این مطلب نمی‌خوام در مورد فلسفهٔ نرم‌افزار آزاد صحبت کنم، فقط می‌خوام از یه حق صحبت کنم. حقوق دیجیتال. آزادی کاربر کامپیوتر یک حقه، و باید ازش دفاع کرد، حقی که شرکت‌های کامپیوتری مثل اپل و مایکروسافت و ... بهش احترام نمی‌ذارن. شاید کسی براش مهم نباشه که این حقش پایمال میشه یا نه، اما نمیشه گفت که «تو یه یه وجب مانیتور دنبال چه آزادی‌ای می‌گردین» یا «خلا کاربرپسندی با فلسفه پر شده» و ... . نرم‌افزار آزاد اومده که خلا یک چیز رو پر کنه و اون هم خق آزادی کاربر کامپیوتر هست. در این مورد یه مثال می‌زنم و چند تا پیوند فارسی برای مطالعهٔ بیشتر قرار میدم.

آیا شما حاضر هستید که یه غریبه یه سنسور بذاره تو جیبتون و شما رو زیر نظر داشته باشه؟ اگه بگم این سنسور امکان داره تو گوشی‌های تلفن آی‌فون باشه که خیلی از آدم‌ها با خودشون همه‌جا می‌برن، جوابتون چیه؟ بله این امکان هست و احتمالش هم خیلی قویه که یه برادر بزرگ همواره بر آدم‌ها نظارت کنه. تنها راه اثبات این که این اتفاق نمی‌افته اینه که بدونیم تو این گوشی یا تو هر وسیلهٔ دیجیتال چه اتفاقی می‌افته. یعنی برنامه نرم‌افزار آزاد باشه تا کد منبعش رو بشه مطالعه کرد.

امیدوارم روز به روز تعداد بیشتری از آدم‌ها با حقوق دیجیتالشون آشنا بشن و برای آزادی‌هاشون ارزش قائل باشن، تا از دستش ندن. به کسانی که با این حقوق آشنا نیستن توصیه می‌کنم جهت آشنایی در مورد نرم‌افزار آزاد تحقیق کنند، به نظرم پیوندهای زیر واسه شروع خوبه. به نظرم سایر افرادی هم که با این حقوق آشنا هستند، کار درست اینه که سایر افراد رو با این حق آشنا کنند، و راهکاری جهت آشنایی سایرین ارائه بدن.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۲۸
سعید علیجانی
خیلی از افرادی که از طریق تورنت فایل دانلود می‌کنند، آپلود خودشون رو می‌بندند و تنها فایلی رو که هست، دانلود می‌کنند.


توضیح کوتاه: تورنت به این صورت کار می‌کنه که افراد فایل رو از یک جای مشخص (مثلن یک سرور) دریافت نمی‌کنند، و فایل در اختیار افراد مختلف هست و به صورت فرد به فرد (p2p) افراد قسمت‌های مختلف فایل رو به هم می‌فرستند، و از هم دریافت می‌کنن. برای آشنایی اولیه مقالهٔ بیت‌تورنت در ویکی‌پدیا رو مطالعه کنید.



خب برگردیم به قسمت اول، همون طوری که گفتم خیلی از افرادی که برای دانلود از تورنت استفاده می‌کنند، آپلود خودشون رو می‌بندن و به اصطلاح سید نمی‌دن. خب در نگاه اول این کار هیچ منفعتی برای افراد نداره که پهنای باند خودشون رو صرف آپلود کنن، وقتی می‌تونن تنها دانلود داشته باشند. اما اگه به صورت عمیق‌تر به مساله نگاه کنیم، سید دادن می‌تونه به نفع خودشون باشه. این رو در سه مورد بررسی می‌کنم.

۱- فرض کنید تورنتی هست که ما شروع به گرفتنش کردیم، ولی در حال حاضر ناقصه، و سایر افرادی که این تورنت رو گرفتن، فایل رو ناقض در اختیار دارند. اگه ما به این تورنت ناقص سید ندیم، افراد جدیدی که اضافه میشن این تورنت رو بگیرن صفر درصد از فایل رو دارند، و منتظر می‌مونن که یکی پیدا بشه که فایل رو به صورت کامل داشته باشه، وقتی اون فرد که فایل رو کامل داره، میاد و شروع می‌کنه به سید دادن، افرادی که فایل رو صفر درصد یا ناقص داشتن، همه شروع می‌کنن به گرفتن فایل از اون فرد.  این جوری ما باید صبر کنیم که اون فرد که فایل رو کامل داره، قسمت‌هایی از فایل رو که ما نداریم، بهمون بفرسته، در صورتی که اون فرد داره فایل رو به همه می‌فرسته (ما، سایر افرادی که فایل رو ناقص دارن و افرادی که فایل رو ندارن). پس زمان زیادی طول می‌کشه که ما فایلمون کامل بشه. هم این که سرعت انتقال کم میشه، یه نفر داره به همه می‌فرسته. هم این که اگه ما قبل از سید دادن اون فردی که فایل رو کامل داره، فایل رو به افرادی که صفر در صد یا فایل ناقص رو در اختیار داشتند می‌فرستادیم، الان اون‌ها هم بخشی از فایل رو داشتند و اون فردی که فایل رو کامل داره، تنها با فرستادن بخش ناقص فایل به ما و سایر افراد، باعث می‌شد که این فایل زودتر کامل بشه، چون در این صورت تنها کافیه که بخش کمتری از فایل رو به ما و سایر افراد بفرسته، و سایر افراد هم حین گرفتن این بخش‌ها، بین هم بخش‌های ناقص رو پخش می‌کردن و با سرعت بیشتری فایل تکمیل می‌شد.

۲- فرض کنید که ما یه فایل رو از طریق تورنت به صورت کامل گرفتیم. بعد از گرفتن، تورنت رو متوقف می‌کنیم. و به کس دیگه‌‌ای نمی‌فرستیم. این فایل بخشی از یک مجموعه هست که به جز ما افراد دیگه هم می‌خوان که این فایل و سایر فایل‌های مجموعه رو دریافت کنن. یه سری هستن که این فایل و سایر فایل‌های مجموعه رو به صورت کامل دارن با این تفاوت که اونا برعکس ما، تورنت رو متوقف نکردن و به سایر افراد می‌فرستن. خب در این صورت هم اگه فرد جدیدی اضافه شه و بخواد یکی از این فایل‌ها رو بگیره، این فایل رو از یکی از اون افرادی که فایل رو کامل داره می‌گیره و ما هم داریم یه فایل دیگه از این مجموعه رو از این افراد می‌گیریم. خب اگه ما به اون تورنتی که متوقفش کردیم سید می‌دادیم، اون فرد جدید، فایل رو علاوه بر سایرین از ما هم می‌گرفت و این باعث می‌شد که فایلش سریع‌تر دانلود بشه و هم این که باعث می‌شد ما هم فایل جدید رو سریع‌تر بگیریم، چون سایر افرادی که فایل مورد نظر ما رو کامل داشتند، بیشتر بهمون آپلود می‌کردن.

۳- فرض کنید، همهٔ افراد این مدلی فکر کنن که تنها باید تورنت رو دانلود کنن و آپلود نداشته باشن. خب این جوری اول که هیچ تورنتی ایجاد نمی‌شد و تورنت‌هایی هم که بود، اصلن دانلود نمی‌شد، چون اصلن سیدری نیست. و این روش انتقال فایل سریع و خوب، ناکارآمد می‌شد.

در کل این نکته رو در نظر داشته باشیم که هر چقدر سیدر بیشتر بشه و هر چقدر سیدرها بیشتر سید بدن، به نفع همهٔ افرادی هست که از تورنت استفاده می‌کنن و ما وقتی فقط یه لیچر هستیم، و هیچ آپلودی نداریم، داریم به ضرر همهٔ افراد (از جمله خودمون) کار می‌کنیم، که تو موارد بالا بررسیش کردیم.

این مثال در مورد تورنت بود. می‌خوام بگم که این طرز رفتار رو میشه به فعالیت‌های دانش آزاد، نرم‌افزار آزاد، تولید و انتشار آزاد محتوا و ... تعمیم داد. یعنی وقتی ما وقتی تو یه دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا ویرایش می‌کنیم و محتوای آزاد رو به اون جا اضافه می‌کنیم، داریم در تکمیل شدن یه چیزی مشارکت می‌کنیم که مثل همون فایل تورنت، چیزی هست که خودمون می‌خوایم و بهش نیاز داریم. یا وقتی که دانشی رو که داریم به صورت آزاد منتشر می‌کنیم، یا وقتی در توسعهٔ یک نرم‌افزار آزاد مشارکت می‌کنیم و بخشی از اون رو تکمیل می‌کنیم، هم همین اتفاق می‌افته.

و مورد ۳ که دربارهٔ سید دادن به تورنت نوشتم، خیلی نکتهٔ مهمی هست، وقتی همه این مدلی فکر کنن که به هیچ تورنتی نباید سید بدن، هیچ تورنتی ایجاد نمیشه و وقتی هم که همه این مدلی فکر کنن که تو هیچ فعالیت آزادی مشارکت نکنن و فقط مصرف‌کننده باشن، هیچ محتوا، دانش، نرم‌افزار و در کل محصول آزادی نخواهد بود. و وقتی هیچ چیز آزادی نباشه، انگار که هیچ چیزی نیست. در اون صورت مثل باید برای به دست آوردن یه نرم‌افزار، یا یه کتاب یا چیزای دیگه باید کلی زور بی‌خودی زد.

موفق باشید!
سید دادن فراموش نشه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۵
سعید علیجانی
چند وقت پیش دنبال یه چی می‌گشتم که دانلودش کنم، به یه صفحهٔ وب رسیدم که علاوه بر اون چیزی که من می‌خواستم کلی لینک دیگه داشت، و من تصمیم گرفتم همهٔ لینک‌های اون صفحه رو دانلود کنم. اما کلیک کردن روی دونه‌دونه لینک‌ ها یا کپی کردن دونه‌دونهٔ اون‌ها کاری حوصله‌سربر بود. تصمیم گرفتم همه‌اش رو یک جا کپی کنم و یک جا دانلود کنم.

برای این کار ابتدا از افزونهٔ Web Developer فایرفاکس استفاده کردم و از طریق منوی Information این افزونه، گزینهٔ View Link Information رو انتخاب کردم و یک صفحه برام باز شد که تمام لینک‌هارو آورده بود. تمام متن اون صفحه رو کپی کردم و تو یه فایل به اسم links ریختم.

مسالهٔ بعدی حذف لینک‌های اضافی بود. من تو این صفحه تمام لینک‌های رو می‌خواستم که پسوند .zip داشتن. خب تو ترمینال گنو/لینوکس این کار به راحتی با دستور cat و grep امکان‌پذیره.

cat links | grep .zip > downloads

دستور cat محتویات فایل رو در خروجی قرار میده و grep تمام خط‌هایی که .zip تو اون‌ها هست انتخاب می‌کنه و همهٔ این‌ها تو یه فایل جدید ریخته میشه. خب الان من تمام لینک‌هایی رو که می‌خواستم داخل یک فایل دارم. مرحلهٔ بعدی اینه که یه با استفاده از یه برنامهٔ دانلود این لینک‌ها رو دانلود کنم. من از برنامهٔ axel استفاده می‌کنم. برای همین باید تمام این لینک‌ها رو با axel دریافت کنم. برای همین axel رو به اول هر خط اضافه کردم. اما دستی اضافه نکردم و از دستور فوق‌العاده جذاب sed استفاده کردم.

cat downloads  | sed 's/[ ]/axel /' > download.sh

دستور بالا میگه که محتوای فایل بریز تو یه فایل جدید به اسم downlooad.sh و این که جای اسپیس اول هر خط عبارت axel رو قرار بده. چون من از طریق افزونهٔ Web Developer لینک‌ها رو کپی کردم، اول هر کدوم یه اسپیس قرار گرفته. در کل برنامهٔ sed خیلی خوب و کار راه بینداز هست، در موردش بیشتر بخونید، تا تجربهٔ خوشایندتری رو در گنو/لینوکس داشته باشید. حالا تنها کافیه این فایل رو اجرا کنم و صبر کنم که تمام فایل‌هایی که می‌خواستم دانلود شن.

sh download.sh

البته با افزونه‌هایی مثل FlashGot هم میشه این کار رو کرد، و من هم بعضی وقت‌ها ازش استفاده می‌کنم، ولی خب باید دونه‌دونه لینک‌ها رو انتخاب کرد و برای اون صفحه کاری دشوار بود و استفاده از grep برای انتخاب کردن راحت‌تر و سریع‌تر هست.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۴ ، ۲۰:۳۳
سعید علیجانی

تو یکی از تبلیغات مترو نوشته بود:

«فرد معتاد هیچ خط قرمزی ندارد.
برای رسیدن به مواد مصرفی اش همه ارزش‌هایش را دود می‌کند.»

چیزی که تو این تبلیغات برای من جالبه نگاه سطحی کسانی هست که این تبلیغات رو برای اصلاح جامعه طراحی می کنن. مشکل اون تبلیغ ضد اعتیاد اینه که، فرد معتاد قبل از این که دچار اعتیاد بشه همه ارزش هاش رو دود کرده. چرا که اگه ارزشی براش باقی مونده بود، سراغ چیزی نمی‌رفت که به خودش آسیب بزنه و آینده‌اش رو نابود کنه. به قول معروف چیزی برای از دست دادن نداشته. بگذریم از این که واژهٔ ارزش تو اون تبلیغ، مفهوم دقیقی رو نمی‌رسونه.

برداشتی که من از این نگاه سطحی می‌کنم اینه که افرادی که دارن تبلیغات فرهنگی می‌کنن، هیچ وقت مشکل رو کامل تحلیل نمی‌کنن. در کل ریشهٔ خیلی از مشکلات موجود تو جامعه اینه که ما خودمون، خودمون رو بیمار می‌کنیم و بعد دنبال راهکار می‌گردیم، و در آخر هم راهکاری ارائه میشه که فایده نداره. چون هیچ وقت اون معضل کامل تحلیل نمیشه.

در واقع میشه گفت اعتیاد و معضلات از این دست مشکل نیستن، بلکه اثرات یه سری مشکل هستن که توسط یه سری از افراد خاص، بعضی از قوانین و یه سری چیز دیگه ایجاد شدن. همه افراد اثرات مشکلات رو می بینن ولی خود مشکلات رو تحلیل نمی‌کنن. مثل فردی که بیمار میشه و درد رو حس می کنه و می‌دونه که بیمار شده ولی از ماهیت بیماری آگاهی نداره و احتمالن برای تسکین دردش مُسکن مصرف میکنه. مثل این مدل تبلیغات که میگن اعتیاد خیلی بده و بیاید باهاش مقابله کنیم ولی مشکل اصلی چیز دیگه است که جامعه این درد رو داره.

تو این مطلب هدف من این نیست که بگم مشکلات چی هستن و توسط چه چیزهایی ایجاد شدن، چون بررسی این موارد نیاز به بررسی‌های مفصل و موشکافی‌های زیادی داره که لازمهٔ اصلیش مطالعهٔ خیلی زیاد در مورد جامعه و موارد مرتبط با اونه، هدف من فقط نقدی به این نوع تحلیل‌ها و کارهای تبلیغاتی هست که تو جامعه ارائه میشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۴ ، ۱۳:۴۳
سعید علیجانی
یکی از معضلات من این بود که شعرهام رو جایی ذخیره نکرده بودم. و می‌خواستم یه جای درست و حسابی که همیشه دردسترس باشه ذخیره‌شون کنم. خب گیت‌هاب بهترین گزینه واسه این کار هست و من تصمیم گرفتم، شعرهام رو تو گیت‌هاب ذخیره کنم.

مرحلهٔ اول این بود که تمام شعرهایی رو که نوشتم، تایپ کنم و نشستم و تایپ کردم.
مرحلهٔ دوم دیدم حالا که همه‌رو تایپ کردم و ذخیره کردم و می‌خوام تو گیت‌هاب قرارشون بدم. گفتم بهتره که یه ظاهر خوب بهشون بدم. از اون جایی که گیت‌هاب می‌تونه برای ما کار یه سایت یا وبلاگ استاتیک رو راه بندازه، از این قابلیتش استفاده کردم. این جوری شعرهای من همیشه یه آدرس توی وب دارن که اگه خواستم به کسی یک شعر رو معرفی کنم، می‌تونم راحت لینکش رو بدم. قبلن در مورد راه‌اندازی وبلاگ استاتیک با استفاده از گیت‌هاب یه مطلب کوتاه نوشته بودم. برای شعرها هم مثل وبلاگ اهل گنو، از استاتیک‌جنریتور نیکولا (که با پایتون نوشته شده) استفاده کردم و همون تم قبلی رو هم بهش دادم. چون زیاد ظاهرش برام مهم نبود و مهم همون ذخیره شدن بود. خب این جوری خیالم راحته و هر چی شعر جدید بنویسم بعد از تایپ کردن، با چهار تا کامند، توگیت‌هاب ذخیره میشن. و هر وقت هم تغییری اعمال کنم، به همین صورت و همهٔ شعرها رو به صورت یک‌جا در تمام وسایل، هم به صورت متن و هم به صورت html دارم.

نکتهٔ دیگه اینه که من این شعرها رو با مجوز آزاد منتشر کردم و فقط استفادهٔ تجاری رو ممنوع کردم. شاید در آینده شعری نوشتم که کسی خواست به صورت تجاری چاپ کنه و اون وقت شاید یه پولی هم گیر من اومد :) استفاده از این شعرها به جز همون استفادهٔ تجاری برای همه آزاده.

با توجه به این که از نیکولا استفاده کردم، مثل وبلاگ قبلی اونو به disqus وصل کردم و پایین هر شعر دیگران می‌تونن، نظرات و نقدهای خودشون رو وارد کنن. و اگه خودم هم نقدی رو به صورت حضوری شنیدم، اگه یادم بمونه، وارد می‌کنم که در کنار شعرها نقدهای اون‌ها هم باشه.

خب این به عنوان معرفی میزبان شعرهای من.
اآدرسش هم اینه:  saeedalijani.github.io/poem

در مطلب بعدی به یه کار جالب و باحال رو معرفی می‌کنم که تونستم بعد از تایپ کردن شعرها داشته باشم.
 سعی می‌کنم مطالب بیشتری با موضوع فرهنگ آزاد بنویسم که به این حرکت یه جورایی مرتبط میشه.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۴ ، ۱۷:۱۴
سعید علیجانی

یه نوشته واسه خیلی وقت پیش، از کیفم پیدا کردم، گفتم تو وبلاگ بنویسم، فراموش نشه. خیلی خلاصه نوشتم و نمی‌دونم برای چه منظوری نوشتمش، ایدهٔ جالبی بهم داد که مطلبی در وبلاگ اهل گنو بنویسم، با عنوان «فقر=پول» و در اون قسمت آخر نوشتهٔ زیر رو تحلیل کنم. فعلن برای موندن و فراموش نشدن، این نوشته رو، در بلاگ  ذخیره‌اش می‌کنم.


و اما نوشته، با کمی ویرایش


«در دانش آزاد همهٔ افراد تولیدکننده‌ هستند.  و افراد جامعه هر چقدر محصول بیشتر ارزش داشته باشد از آن بیشتر حمایت می‌کنند. در این صورت نیازهای جامعه تامین می‌شود. و اگر نیازهای جامعه تامین شود، فقر از بین می‌رود. پول نیاز جامعه نیست. فقر با پول از بین نمی‌رود، بلکه با از بین رفتن پول از بین می‌رود.»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۰
سعید علیجانی

مطلب «تمیز دادن ۳ واژه نرم‌افزار آزاد، متن باز و انجمن محور، از وبلاگ محسن پهلوان‌زاده، در مورد نرم‌افزار آزاد، مبتنی بر community (جامعه)، مطلب خوبی بود و کلی  نکتهٔ ارزشمند داشت. پیشنهاد می‌کنم یه نگاهی به این مطلب بندازید، یه ارائهٔ یک‌ساعته به زبان فارسی در قالب یک فیلم، که در این فیلم در مورد ویژگی‌های نرم‌افزار مبتنی بر community،  نکات خوبی مطرح شده.


به طور خلاصه نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، نرم‌افزاری هست که توسط افراد علاقه‌مند و داوطلب جامعه توسعه پیدا می‌کنه، بیشتر نرم‌افزارهای آزاد مبتنی بر جامعه (یا انجمن‌محور۱) هستند و بعضی از نرم‌افزارهای آزاد رو شرکت‌های تجاری توسعه میدن، پیشنهاد می‌کنم جهت آشنایی با ویژگی‌های نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، شیوهٔ کاری این روش و سایر موارد مربوط،  اسلایدهای محسن پهلوان‌زاده رو نگاه کنید. و برای عمیق‌تر شدن در این مورد یه سر به پروژه‌های بزرگ نرم‌افزار آزاد بزنید.


نکته: دانش آزاد ، تاثیرپذیرفته از روش مشارکتی توسعهٔ نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، است. دانش آزاد روشی است که همهٔ افراد در آن می‌توانند مشارکت داشته باشند. مشارکت در دانش آزاد به این معناست که مردم هم تولیدکنندهٔ دانش هستند ، هم مصرف‌کنندهٔ آن، هم آموزش دهنده و هم حامی.



۱- به نظرم واژهٔ مبتنی بر جامعه ترجمهٔ بهتری برای کلمهٔ community base هست.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۲
سعید علیجانی

یکی از دوستان من مطلبی راجع به کامیونیتی نرم‌افزار آزاد در ایران در صفحهٔ گوگل‌پلاسش منتشر کرد، و من از طریق برنامهٔ Liferea نوشتهٔ دوستم رو خوندم. برنامهٔ Liferea نرم‌افزار آزاد برای مطالعهٔ RSS هست. (آخر پست اسکرین‌شات برنامه رو قرار می‌دم) در مورد نوشتهٔ دوستم یه نظری به ذهنم رسید، می‌خواستم این نظر رو بیان کنم که دیدم من عضو گوگل‌پلاس نیستم، و نمی‌تونم زیر پست دوستم کامنت بذارم. این ایراد منو به فکر فرو برد تا در مورد شبکه‌های اجتماعی بیشتر فکر کنم. به نتیجه رسیدم در مورد این ایراد یه پست تو وبلاگم بنویسم.


سوال من از افرادی که این مطلب رو می‌خونن (به خصوص علاقه‌مندان به دانش آزاد) اینه که چرا محتوا  از طریق این شبکه‌های اجتماعی محدود منتشر بشه؟


البته بیشتر افرادی که من می‌خوام نظراتشون رو بدونم، وبلاگ دارن و نظردهی در وبلاگشون هم آزاده و من هم اگه نظری داشته باشم، بیان می‌کنم.


یکی از آزادی‌های اصلی در دانش آزاد، آزادی مشارکت و نقد محتوای افراد (در این مورد خاص آزاد بودن نظر دادن پایین پست افراد) هست. موردی رو که شبکه‌های اجتماعی (مثل فیسبوک و گوگل‌پلاس) ندارن. این شبکه‌های اجتماعی افراد رو مجبور می‌کنن برای ارتباط داشن با هم، و بیان نظراتشون عضو اون شبکه بشن و وقتی ما از گوگل‌پلاس یا فیسبوک استفاده می‌کنیم، یه جورایی داریم میگیم اگه می‌خواین با من ارتباط داشته باشین، بیاین و عضو این شبکه بشین. (این به همون اندازه ایراد داره که یه شرکت میگه اگه می‌خواین فایلی رو با یه فرمت خاص باز کنید، باید با نرم‌افزار انحصاری ساختهٔ من باز کنید و با نرم‌افزار دیگه امکانش نیست)


به نظرم برای بیان نظرات شخصی، تولید محتوا و ... ابزارهایی مثل گوگل‌پلاس و فیسبوک اصلن مناسب نیستن و بهتره برای این کار از راه‌هایی استفاده کنیم که مشارکت افراد در بیان نظرات و تولید محتوا بدون نیاز به عضویت و آزاد باشه. پیشنهادم استفاده از وبلاگ و سیستم نظردهی آزاده. یه راهش استفاده از وبلاگ‌های استاتیک با سیستم نظردهی آزاده، من وبلاگ دوم خودم رو با استفاده از یک استاتیک جنریتور پایتون به اسم نیکولا درست کردم و از دیسکاس به عنوان سیستم نظردهی استفاده می‌کنم. (تو این وبلاگ مطالب ایده‌محور خودم رو با موضوع دانش آزاد منتشر می‌کنم.)  راه دیگه استفاده از وبلاگ‌های داینامیک مثل وردپرس یا همین بلاگ بیان هست. هر کسی بخواد می‌تونه فید وبلاگ رو دنبال کنه، و اگه لازم بود می‌تونه در مورد مطالب نطر بده. (در کل با وبلاگ خیلی موافقم)


از دید من شبکه‌های اجتماعی مشابه گوگل‌پلاس و فیسبوک، در اصل به افراد یه سرویس بلاگینگ کاربرپسند، راحت، یه‌دست و خوشگل می‌دن، با این تفاوت که صاحبان اون سیستم می‌تونن علایق و روابط افراد رو پیگیری کنن یعنی بفهمن که فلانی به چه چیزهایی علاقه داره و با چه افرادی ارتباط داره. و علت این محدودیت‌ها (به طور مثال، نداشتن فید درست و حسابی، یا نیاز به عضویت برای نظر گذاشتن) برای همینه که این سیستم بتونه از افراد بیشتری اطلاعات به دست بیاره.

این هم اسکرین شات نرم‌افزار آزاد Liferea


Liferea

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۴ ، ۰۵:۴۸
سعید علیجانی