من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سعدی» ثبت شده است

آیا امکان داره پدیده‌ای دو تا اثر داشه باشه که احساس کنیم اثر اول ضد اثر دومه. به طور مثال یک اتفاق جوری به نظر بیاد که انسان رو هم ناراحت می‌کنه هم خوشحال. یا این که یک انسان هم زندانی باشه هم آزاد؟  اگه بخوایم از نظر منطقی به قضیه نگاه کنیم این امکان وجود نداره ولی اتفاق در کلام افتاده. قضیه چیه؟ یک سری شعر در ادامه می‌نویسم که این قضیه‌ی پدیده‌ای با دو اثر ضد یک دیگر رو ثابت می‌کنه این قضیه در اصل چیه؟ با کمی فکر به جواب می‌رسیم


۱- دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم (حافظ)


۲- حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی

من از آن روز که دربند توام آزادم (حافظ)


۳- الغیاث از تو که هم دردی و هم درمانی

زینهار از تو که هم زهری و هم تریاکی (سعدی)


۴- ای عشق زیبای منی هم من توام هم تو منی

هم سیلی و هم خرمنی هم شادیی هم درد و غم (مولانا)


۵- نگنجد در خرد وصفش که او را جمع ضدین است

چه بی‌ترکیب ترکیبی عجب مجبور مختاری (مولانا)


۶-سری داریم و سودای غم تو
پری داریم و پروای غم تو
غمت از هر چه شادی دلگشاتر
دلی داریم و دریای غم تو (قیصر امین‌پور)


در این ابیات، این موضوع مطرح شد که پدیده‌ای هست که احساس می‌کنیم هم غم است هم شادی، هم درد است هم درمان، هم آزادی است هم اسارت، هم زهر است هم پادزهر. هم اختیار است هم جبر. و این که غمی هست که از هر چه شادی دلگشاتر است.


این مسئله قابل اثباته، اما نه با روش‌های معمولی ، نگاه شاعرانه‌ی این شاعر‌ها تونسته این مسئله رو اثبات کنه از ویژگی این پدیده استفاده کنه و ابیات خیلی زیبایی رو بسازه. بیشتر توضیح نمی‌دم، خود ابیات خیلی بهتر و زیباتر از من توضیح دادند.


 این بیت زیبای سعدی هم به عنوان حسن ختام مطلب


غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد

ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست (بیتی از غزل به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۳ ، ۱۲:۴۰
سعید علیجانی


گر سفله به مال و جاه از آزاده به است
سگ نیز به صید از آدمیزاده به است

این تک بیت سعدی رو خیلی دوست دارم به دلیل آوردن مضمون آزادگی و مقایسه‌ی زیرکانه‌ی سعدی. این تک بیت به دیدگاه دانش آزاد خیلی نزدیکه. این مقدمه.


اما موضوع اصلی و مرتبط با شعر سعدی

نگاه بعضی از افراد به دانش آزاد این گونه‌ است که برای افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارن ارزش قائل نیستن. از دیدگاه این افراد، کسانی خوب هستند که براشون کار می‌کنن! و کسی که با روش دانش آزاد کار کنه( یعنی به همه‌ی افراد کمک کنه)، فرد مهمی نیست. این افراد همون طور که سعدی گفته دنبال دوستانی هستند که داری مال و جاه باشن یا این که دیگران براشون کار کنند.


نمونه برخورد هایی که از این افراد نسبت به کسانی که با روش دانش آزاد کار می‌کنن:  مثلن می‌گن «همین مونده که فلانی فلان کار رو انجام بده» یا این که «ببین کارمون به کجا رسیده که فلان ...»


این دیدگاه و این طرز برخورد حاصل جهان‌بینی سطحی این افراده. چرا که دانش آزاد برای پیشرفت همه‌ی انسان‌هاست و در این سیستم همه‌ی افراد مهم هستند. همون طور که در دانش آزاد بارها گفته شده:

افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارند، مهم‌تر از دانش مکتوب آزاد هستند.


ما برای پیشرفت دانش و رفع نیازهای جامعه به افراد صاحب دانشی که به آزادی دانش اعتقاد دارند اهمیت می‌دیم. زیرا این افراد هستند که باعث پیشرفت جامعه و دانش میشن. افراد سطحی‌نگر فقط خودشون رو می‌بینن و افرادی رو که به آزادی دانش اعتقاد دارند، مسخره می‌کنند.  این سطحی نگری رو سعدی بزرگ سال‌ها پیش بیان کرده، معیار این افراد مثل این می‌مونه که بگیم سگ چون در شکار از انسان قوی‌تره پس از انسان بهتره.


مطلب عجیب و غریبی شد ولی باید می‌نوشتم که بگم در دانش آزاد مهم نیست افراد ویژگی‌های خفنی داشته باشن این مهمه که به آزادی دانش اعتقاد داشته باشند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۲۰:۲۱
سعید علیجانی

مردم هلال عید بدیدند و پیش ما

عیدست و آنک ابروی همچون هلال دوست


خب یه تک‌بیت زیبا از سعدی به مناسبت عید فطر. بعد از این همه مطلب طولانی تصمیم گرفتم یه مطلب کوتاه و زیبا بنویسم. کل غزل رو هم می‌تونید اینجا بخوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۴
سعید علیجانی


دوستان گویند سعدی خیمه بر گلزار زن

من گلی را دوست می‌دارم که در گلزار نیست۱


حکایت من و خیلی از پدیده‌هایی که ازشون دوری می‌کنم رو سعدی بیان کرده. شاید خیلی‌ها انتقاد کنن ولی جایی که بهش می‌گن گلزار از نظر من خالیه.

جایی که می‌گن گلزاره ولی از نظر من خالیه رو اگه یه خورده تو وبلاگ من بگردید می‌فهمید کجاست.


خیلی مطلب مبهم شد. با یه دید کلی بهش نگاه کنید. یه مثال می‌زنم یه خورده واضح‌تر بشه:


« من قصد ندارم اجازه دهم جهان مرا به جایی که می‌خواهد برود، هدایت کند. من به جایی می‌روم که آزادی هست . اگر شما به جای دیگری‬ ‫می‌روید ، من به آنجا نمی‌آیم . من مقداری سختی را برای رسیدن به آزادی تحمل می‌کنم»۲


آزادی یکی از ویژگی‌های مهمه. البته دیگه وارد جزئیات نمی‌شم.


من هم در کل به جایی می‌روم که گلی که دوست دارم آنجا باشد.


پ ن ۱ :  اول در مورد بیت سعدی می‌خواستم بنویسم حکایت من و شبکه‌های اجتماعی

پ ن ۲ : تعریف از خود نباشه ولی تنها یاغی دربند می‌تونه سعدی و استالمن رو کنار هم بیاره و یه تحلیل کلی این‌جوری

پ ن ۳ : از این دست نگاه‌های نکته‌بین هم در راهه


۱-  غزل ۱۱۷ سعدی
۲- ریچارد استالمن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۳ ، ۰۲:۱۱
سعید علیجانی

سعدی...سعدی...سعدی

غزلی از شیخ که منو مجاب کرد مطلبی کوتاه برای سعدی بنویسم

مطلع غزل «‫معلمت همه شوخی و دلبری آموخت‬   /  ‫جفا و ناز و عتاب و ستمگری آموخت»

عادت دارم وقتی که شعری می خونم بیت هایی که خیلی زیباست و در اصطلاح بهش میگن (شاه بیت) رو یه جا می نویس‬م. هر روز هم یه سری شاه بیت جمع می کنم بعضی وقتا هم اونا رو به عنوان توییت یا استاتوس قرار می دم. ٰپیشنهاد می کنم آثار سعدی رو مطالعه کنید. کمتر شعری از سعدی هست که شاه بیت نداشته باشه.
امروز دوباره این غزلو خوندم. واسه انتخاب شاه بیت موندم چی کار کنم.پنج تا شاه بیت به انتخاب خودم از این غزل می نویسم. می خواستم حرف خودمو هم زیر تک بیت ها بنویسم ولی دیدم ننویسم بهتره(حال شعر از بین میره) . کل غزل رو هم در ادامه ی مطلب می نویسم


«‫تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین‬
‫به چین زلف تو آید به بتگری آموخت‬»


«‫همه قبیله من عالمان دین بودند‬
مرا معلم عشق تو شاعری آموخت‬»

«‫دگر نه عزم سیاحت کند نه یاد وطن‬
‫کسی که بر سر کویت مجاوری آموخت»‬

«‫من آدمی به چنین شکل و قد و خوی و روش‬
‫ندیده ام مگر این شیوه از پری آموخت‬»

«‫چنین بگریم از این پس که مرد بتواند‬
‫در آب دیده سعدی شناوری آموخت‬»

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۳ ، ۰۳:۳۴
سعید علیجانی