من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

من یاغی دربندم

مطالب سعید علیجانی/اهل گنو/اهل شعر/طرفدار دانش آزاد

آخرین نظرات
  • ۳۰ مرداد ۹۶، ۰۰:۳۳ - بهروز
    ازز

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جامعه» ثبت شده است

ویدئوی سخنرانی جیمی ولز۱ در مورد ویکی‌پدیا رو در تد دیدم. اواخر ویدئو جیمی ولز حرف جالبی در مورد این که «چرا دانشگاهیان از ویکی‌پدیا متنفرند؟» که من نقل قول جیمی ولز رو اینجا می‌نویسم. خیلی جالب بود.

چند وقت قبل من ایمیلی از یک روزنامه‌نگار گرفتم که گفته بود: «چرا دانشگاهیان از ویکی‌پدیا متنفرند؟» من جواب را از ایمیل هاردواردم فرستادم. (چون به تازگی آنجا کار می‌کنم) و گفتم «خب، همهٔ آن‌ها ازش متنفر نیستند». ولی من فکر می‌کنم که تاثیر عمیقی خواهد داشت که ما یک پروژه داریم که من شخصا به خاطر آن خیلی خوشحالم، اون پروژه کتاب‌های ویکی است. که تلاشی است برای ایجاد کتاب‌های مرجع به همهٔ زبان‌ها. یک پروژهٔ خیلی بزرگ‌تر است، حدود ۲۰ سال یا بیشتر طول خواهد کشید که میوه‌هایش به ثمر برسند. ولی بخشی از آن این است که ماموریتمان را در دادن یک دانشنامه به هر انسان روی زمین تکمیل کنیم، منظورمان این نیست که سی‌دی‌هایی شبیه AOL برای هر کسی ارسال کنیم. منظور ما این است که می‌خواهیم به آن‌ها ابزاری بدهیم که بتوانند استفاده کنند، و برای خیلی از مردم جهان، اگر من دانشنامه‌ای بدهم که در سطح دانشگاهی نوشته شده باشد، هیج فایده‌ای نخواهد داشت، بدون همهٔ آن موارد پیش‌زمینه‌ای که لازم است، که شما را به سطحی برساند که واقعا بتوانید از آن استفاده کنید و خب کتاب‌های ویکی۲ تلاشی است که آن کار را انجام می‌دهد و من فکر می‌کنم که ما (اثرات) خیلی زیادی را مشاهده خواهیم کرد. ممکنه حتا از طرف ما نیاد. انواع مختلف نوآوری الان وجود دارد، ولی کتاب‌های مرجع با مجوز آزاد بزرگ‌ترین چیز بعدی در آموزش خواهند بود.


۱ جیمی ولز، بنیانگذار ویکی‌مدیا، مجری پروژهٔ ویکی‌پدیا
۲ ویکی‌کتاب
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۰
سعید علیجانی
بیلبوردی در یکی از خیابون‌های تهران دیدم که روی اون نوشته بود:  «کسب روزی حلال به منزلهٔ جهاد در راه خداست»۱ و بالای اون عکس یه سری ابزار کار مانند بیل و آچار و ... گذاشته بود. همراه با تصویر سلاح کلاشینکف به صورت کمرنگ در وسط تصویر کشیده بود. حالا به نظر شما ایراد این طرح کجاست؟

اکثریت مردم جامعهٔ ایران درآمدی دارند که بر اساس عُرف جامعه است، که در اصطلاح بهش میگن «روزی حلال»، و اقلیتی هم هستند که درآمدی خارج از این عرف دارند. مشخصه که اون جمع اقلیت با دیدن جملهٔ بالا به سرعت متحول نمیشن و بگن ما هم از این به بعد روزی حلال کسب می‌کنیم. برای این که کسی که به روزی حلال و حرام پایبند نباشه، براش جهاد در راه خدا هم مهم نیست، و وقتی بهشون بگی روزی حلال کسب کنی، مثل جهاد در راه خداست، میگه جهاد در راه خدا چیه!؟ پس مشخصه که این طرح نمی‌تونه اون افراد رو به کسب حلال تشویق کنه. اما باز هم این ایراد نیست.

ایراد این بیلبورد این جاست که در زمان صلح، در طراحیش تصویر اسلحه هست، و این عکس در ناخودآگاه یا خودآگاه افرادی که به روزی حلال باور دارند، استفاده از سلاح و جنگیدن با بقیه هم مثل همین کسب روزی حلال کار خوبیه. کما این که از این طرح در زمان صلح استفاده شده، و در این زمان کاربردی نمی‌تونه داشته باشه، شاید اگر زمان جنگ می‌بود، لازم بود که دفع متخاصم تبلیغ بشه، اما الان لازمه که گفتمان، مطالعه در مورد فرهنگ‌ها و جوامع مختلف بشری، تبلیغ بشه. چرا که مردم همهٔ دنیا فارغ از اختلافات دولت‌های کشورهای مختلف، همه انسان هستند و می‌تونن در بارهٔ موارد مختلف با هم صحبت کنند، و کنار هم دوست باشند.

صحبتی با طراح اون بیلبورد: نمایش تصویر اسلحه، در کنار هر جمله‌ای و طرحی نماد جنگ‌طلبیه و درست نیست که ترویج و تبلیغ بشه، برای اون جمله می‌شد نمادهای مختلفی استفاده کرد، که معنیش جهاد باشه، کشور ایران هشت سال درگیر جنگ تحمیلی بوده که در اصطلاح بهش میگن دفاع مقدس و از اون موقع کلی نماد برای دفاع و جهاد هست، مثل پلاک، چفیه و ...

شاد باشیم! صلح، دوستی و افزایش آگاهی و خرد رو تشویق کنیم.


۱-جست‌وجو کردم متوجه شدم این جمله حدیثی از پیامبر اسلامه
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۲۰
سعید علیجانی
پیام صادری یه ایده داد که با موضوع علم بهتر است یا ثروت هر کس یه انشا بنویسه. من هم در جواب گفتم که سعی می‌کنم که بنویسم، ولی تا امروز هیچ ایده‌ای برای نوشتن این انشا نداشتم، تا این که امروز اتفاقی همراه با یکی از دوستام از خیابون و بازار مولوی تهران رد شدم.

امروز به صورت اتفاقی همراه با یکی از دوستام از خیابون و بازار مولوی رد شدم. از اتوبوس پیاده شدیم، وارد بازار (بخش اسباب‌بازی‌فروش‌ها) شدیم، کمی جلو رفتیم، به یه دوراهی رسیدیم. دست راست ادامهٔ مغازه‌هایی بود که اسباب‌بازی می‌فروختن. اما دست چپ، یه راسته بود که اون جا هیچ مغازه‌ای باز نبود، تمام کرکره‌ها پایین بود، فقط تعداد زیادی معتاد (فکر کنم بیشتر از شصت، هفتاد نفر بودن) دو طرف راسته نشسته بودن و جلوی چشم همه مشغول مصرف مواد مخدر بودن. تماشای این صحنه خیلی ناراحت‌کننده بود. دوستم می‌گفت روزهای دیگه تعداد این افراد بیشتر از ۳۰۰ نفر هم میشه. تو این راسته یه تابلوی پایگاه مقاوت بسیج هم دیدم، و از این جالب‌تر کاسب‌هایی که در فاصلهٔ کمی قرار داشتند و کَکِشون هم نمی‌گزید و فقط به فکر تجارتشون بودن. زود از اونجا رد شدیم و برگشتیم. از بازار بیرون اومدیم، تو مسیر برگشت به سمت مترو توو خیابون کافی بود سر بچرخونی و به یه نقطه خیره بشی، کمتر از یک دقیقه مواد مخدر یا آثاری از مواد رو بین دست‌فروش‌ها می‌شد مشاهده کرد، یعنی در زمان بسیار کوتاهی هر کس می‌تونست مواد مخدر تهیه کنه. یاد ترم ۳ دانشگاه افتادم که می‌خواستم یه کتاب معادلات دیفرانسیل بخرم و بیشتر از یک ساعت انقلاب رو گشتم و آخر هم جایی نبود که کتاب رو داشته باشه. (گویا دسترسی به مواد مخدر از دسترسی به اون کتاب دیفرانسیلی که من می‌خواستم راحت‌تره).

و اما ارتباط این صحنه‌های ناراحت‌کننده که تو مولوی دیدم با موضوع انشا. از دید من این که انسان‌ها دنبال ثروت زیاد برن یا علم زیاد بستگی به هدف خودشون از زندگی داره، و به صورت مطلق برای هیچ کدوم برتری خاصی قائل نیستم. اما مساله‌ای که به نظرم باید دارای اهمیت باشه، خود «انسان» هست. به قول حسین منزوی «هر کس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت/اما تو را ای عاشق انسان کسی نشناخت». این که افرادی با هدف کسب ثروت، تجارت مرگ راه انداختند و باعث بدبختی تعداد زیادی از انسان‌ها میشن. یا از علمشون برای تولید مواد مخدر استفاده می‌کنن. شاید اون دانشمندی که برای اولین بار به این فرمول شیمیایی رسیده، هدفش پیشرفت علم بوده، ولی از همین علم در راه نادرست استفاده میشه، یا بمب هسته‌ای، انواع اقسام جنگ‌افزار و ... همهٔ این‌ها ارمغان‌های علم هستند، که در راه نادرست بر ضد انسان استفاده شدند. یا سرمایه‌دارهایی که با هدف کسب ثروت بیشتر دست به انحصار سرمایه می‌زنند و باعث میشن که فقر در بین انسان‌ها گسترش پیدا کنه، این هم ارمغان ثروتی هست که موجب نابودی انسان میشه.

من تا اندازه‌ای که نیاز داشته باشم، دنبال علم و ثروت میرم، ولی هیچ وقت از علم یا ثروتم یا در راه رسیدن بهشون، به انسانی خسارت وارد نمی‌کنم و آزادی کسی رو ازش نمی‌گیرم. امیدوارم که سایر افراد هم برای «انسان» بیشتر از هر چیز دیگه‌ای ارزش قائل باشن.

در آخر هم اینو بگم که سعدی یه شعر داره که خیلی از ایرانی‌ها بهش افتخار می‌کنن «بنی آدم اعضای یک پیکرند». اگه ما قبول کنیم که همهٔ آدم‌ها پیکر یک انسان واحد رو تشکیل می‌دن، با دیدن این صحنه‌های اعتیاد، جنگ و خونریزی، فقر و گرفتاری و ... به این نتیجه می‌رسیم که این انسان به شدت بیماره، چون بخش زیادی از سلول‌های اون مشکلات جدی داره. درمان این بیماری نه علمه، نه ثروت. بلکه آگاهی و ارزش دادن به انسانه.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۵۱
سعید علیجانی

در مطلب قبلی در مورد این که چجوری تونستم یه مقاله رو از سایت کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه شریف دانلود کنم، نوشتم. خب در نگاه اول با استفاده از روش‌های معمول نمیشه اون مقاله رو دانلود کرد. و من برای دانلود از ابزارهای کاربردی و قوی گنو/لینوکس استفاده کردم. بگذریم از این که مقاله رو با فرمت png و کیفیت پایین قرار دادن. وقتی داشتم فایل‌های دانلودشده رو مرور کردم، به این عکس برخوردم.


عکسی که منو به فکر فرو برد تا مطلبی در مورد مهم بودن دانش آزاد بنویسم. این عکس و این سایت نمونهٔ قابل مشاهدهٔ انحصار دانش، محدود کردن دیگران و محروم کردن بقیه از کسب دانشه. یه محیط آکادمیک که تنها دانش رو در اختیار افراد اون محیط قرار میده و افرادی که خارج از اون محیط هستند هیچ حقی ندارند که پایان‌نامه‌ها رو مطالعه کنند. همچنین خود اعضای اون محیط هم آزادی کامل ندارند و تنها می‌تونن پایان‌نامه‌ها رو مطالعه کنند، به طور مثال آزادی کپی کردن رو ندارند.


من تو مقالهٔ فلسفهٔ آزادی دانش، در مورد محدودیت محیط‌های آکادمیک نوشتم. تنها راهی که یه نفر می‌تونه به پایان‌نامه‌های یه دانشگاه دست پیدا کنه اینه که عضو اون دانشگاه (دانشجو یا استاد) بشه. و خب به این راحتی‌ها هم نیست، به طور مثال من می‌خوام به سه تا پایان‌نامه از سه دانشگاه مختلف با موضوعات فلسفه، ژنتیک و ریاضیات دست پیدا کنم، و عمر انسان به اندازه‌ای نیست که بتونه برای مطالعهٔ هر پایان‌نامه‌ای عضو یه دانشگاه متفاوت بشه. این نکته رو در نظر داشته باشیم که انحصار دانش و محدودیت باعث عدم پیشرفت دانش میشه. یکی از بهترین جملاتی که تو این چند وقته دیدم این بود «دانش تنها با اشتراک گذاری آن رشد می‌کند». این جمله شعار سایت wikiToLearn هست که سعی می‌کنم در یه مطلب جدا در موردش بنویسم.
.

knowledge only grows if shared


اگر به دنبال پیشرفت دانش و جامعه هستیم، باید قبول داشته باشیم که دانش آزاد موضوع خیلی مهمیه. این که مطالعهٔ هر محتوایی (کتاب، مقاله، پایان‌نامه و ...) برای همهٔ انسان‌ها امکان‌پذیر و آزاد باشه. تا انسان‌های بیشتری یاد بگیرند و در گسترش دانش کمک داشته باشند. هر چقدر افراد بیشتری بتونن آزادی کسب دانش رو داشته باشند، جامعه بیشتر پیشرفت می‌کنه.


و در آخر، برای آشنایی با دانش آزاد مقالهٔ دانش آزاد در ویکی‌پدیا رو بخونید و برای عمیق‌تر شدن، ویکی بنیاد دانش آزاد رو بخونید و در صورت تمایل با ما همکاری کنید.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ فروردين ۹۵ ، ۱۹:۱۵
سعید علیجانی

تو یکی از تبلیغات مترو نوشته بود:

«فرد معتاد هیچ خط قرمزی ندارد.
برای رسیدن به مواد مصرفی اش همه ارزش‌هایش را دود می‌کند.»

چیزی که تو این تبلیغات برای من جالبه نگاه سطحی کسانی هست که این تبلیغات رو برای اصلاح جامعه طراحی می کنن. مشکل اون تبلیغ ضد اعتیاد اینه که، فرد معتاد قبل از این که دچار اعتیاد بشه همه ارزش هاش رو دود کرده. چرا که اگه ارزشی براش باقی مونده بود، سراغ چیزی نمی‌رفت که به خودش آسیب بزنه و آینده‌اش رو نابود کنه. به قول معروف چیزی برای از دست دادن نداشته. بگذریم از این که واژهٔ ارزش تو اون تبلیغ، مفهوم دقیقی رو نمی‌رسونه.

برداشتی که من از این نگاه سطحی می‌کنم اینه که افرادی که دارن تبلیغات فرهنگی می‌کنن، هیچ وقت مشکل رو کامل تحلیل نمی‌کنن. در کل ریشهٔ خیلی از مشکلات موجود تو جامعه اینه که ما خودمون، خودمون رو بیمار می‌کنیم و بعد دنبال راهکار می‌گردیم، و در آخر هم راهکاری ارائه میشه که فایده نداره. چون هیچ وقت اون معضل کامل تحلیل نمیشه.

در واقع میشه گفت اعتیاد و معضلات از این دست مشکل نیستن، بلکه اثرات یه سری مشکل هستن که توسط یه سری از افراد خاص، بعضی از قوانین و یه سری چیز دیگه ایجاد شدن. همه افراد اثرات مشکلات رو می بینن ولی خود مشکلات رو تحلیل نمی‌کنن. مثل فردی که بیمار میشه و درد رو حس می کنه و می‌دونه که بیمار شده ولی از ماهیت بیماری آگاهی نداره و احتمالن برای تسکین دردش مُسکن مصرف میکنه. مثل این مدل تبلیغات که میگن اعتیاد خیلی بده و بیاید باهاش مقابله کنیم ولی مشکل اصلی چیز دیگه است که جامعه این درد رو داره.

تو این مطلب هدف من این نیست که بگم مشکلات چی هستن و توسط چه چیزهایی ایجاد شدن، چون بررسی این موارد نیاز به بررسی‌های مفصل و موشکافی‌های زیادی داره که لازمهٔ اصلیش مطالعهٔ خیلی زیاد در مورد جامعه و موارد مرتبط با اونه، هدف من فقط نقدی به این نوع تحلیل‌ها و کارهای تبلیغاتی هست که تو جامعه ارائه میشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ دی ۹۴ ، ۱۳:۴۳
سعید علیجانی

یه نوشته واسه خیلی وقت پیش، از کیفم پیدا کردم، گفتم تو وبلاگ بنویسم، فراموش نشه. خیلی خلاصه نوشتم و نمی‌دونم برای چه منظوری نوشتمش، ایدهٔ جالبی بهم داد که مطلبی در وبلاگ اهل گنو بنویسم، با عنوان «فقر=پول» و در اون قسمت آخر نوشتهٔ زیر رو تحلیل کنم. فعلن برای موندن و فراموش نشدن، این نوشته رو، در بلاگ  ذخیره‌اش می‌کنم.


و اما نوشته، با کمی ویرایش


«در دانش آزاد همهٔ افراد تولیدکننده‌ هستند.  و افراد جامعه هر چقدر محصول بیشتر ارزش داشته باشد از آن بیشتر حمایت می‌کنند. در این صورت نیازهای جامعه تامین می‌شود. و اگر نیازهای جامعه تامین شود، فقر از بین می‌رود. پول نیاز جامعه نیست. فقر با پول از بین نمی‌رود، بلکه با از بین رفتن پول از بین می‌رود.»

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۰
سعید علیجانی

مطلب «تمیز دادن ۳ واژه نرم‌افزار آزاد، متن باز و انجمن محور، از وبلاگ محسن پهلوان‌زاده، در مورد نرم‌افزار آزاد، مبتنی بر community (جامعه)، مطلب خوبی بود و کلی  نکتهٔ ارزشمند داشت. پیشنهاد می‌کنم یه نگاهی به این مطلب بندازید، یه ارائهٔ یک‌ساعته به زبان فارسی در قالب یک فیلم، که در این فیلم در مورد ویژگی‌های نرم‌افزار مبتنی بر community،  نکات خوبی مطرح شده.


به طور خلاصه نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، نرم‌افزاری هست که توسط افراد علاقه‌مند و داوطلب جامعه توسعه پیدا می‌کنه، بیشتر نرم‌افزارهای آزاد مبتنی بر جامعه (یا انجمن‌محور۱) هستند و بعضی از نرم‌افزارهای آزاد رو شرکت‌های تجاری توسعه میدن، پیشنهاد می‌کنم جهت آشنایی با ویژگی‌های نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، شیوهٔ کاری این روش و سایر موارد مربوط،  اسلایدهای محسن پهلوان‌زاده رو نگاه کنید. و برای عمیق‌تر شدن در این مورد یه سر به پروژه‌های بزرگ نرم‌افزار آزاد بزنید.


نکته: دانش آزاد ، تاثیرپذیرفته از روش مشارکتی توسعهٔ نرم‌افزار آزاد مبتنی بر جامعه، است. دانش آزاد روشی است که همهٔ افراد در آن می‌توانند مشارکت داشته باشند. مشارکت در دانش آزاد به این معناست که مردم هم تولیدکنندهٔ دانش هستند ، هم مصرف‌کنندهٔ آن، هم آموزش دهنده و هم حامی.



۱- به نظرم واژهٔ مبتنی بر جامعه ترجمهٔ بهتری برای کلمهٔ community base هست.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۲
سعید علیجانی

مطلب اول طرفدار نباشید رو پارسال نوشتم. با محوریت نرم‌افزارهای آزاد و غیر آزاد.


در مطلب دوم طرفدار نباشید، می‌خوام از یه تمثیل و یه بازی جالب برای نقد طرفداری‌های ورزشی استفاده کنم. قضیه از این قراره که هر کدوم از ما یه حیوون رو انتخاب می‌کنیم و طرفدارش می‌شیم. و سر این که چه حیوونی قوی‌تره، چه حیوونی سریع‌تره و چه حیوونی گنده‌تره بین خودمون کل‌کل می‌اندازیم. خب چه جالب، من اعلام می‌کنم طرفدار شترمرغ هستم، چون خیلی سریعه و می‌تونه تو مسابقهٔ دو بین حیوون‌ها قهرمان بشه، از همهٔ پرنده‌ها بزرگ‌تره، گردن درازی داره. و حاضرم با همهٔ آدما سر شترمرغ کل‌کل بندازم. فیلم مستند نگاه کنم و هر وقت شترمرغ تو فیلم کار جالبی کرد، واسه ملت هر دقیقهٔ فیلم رو توئیت کنم. مثلن «شترمرغ با سرعت در بیابان می‌دود، چه خوب...» بعدش بیام و در مدح سرعت بالای شترمرغ به پست تو وبلاگم بنویسم. و حتا یه سرویس خبری هم درست کنم که اخبار شترمرغ‌هارو (دویدن، غذا خوردن، دعوا کردن و ...) پوشش بدم. هزینه خرج کنم برای دیگر دوستداران این حیوان دراز و ناز، پخش زندهٔ مراسم دویدن شترمرغ‌ها رو پخش کنم، تا ملت به صورت زنده شترمرغ‌ها رو ببین و راجع بهش تو شبکه‌های اجتماعی بحث کنن. شبکهٔ تلویزیونی تخصصی شترمرغ هم ایدهٔ خوبیه. یه کار بهتر، میشه المپیک شترمرغ‌ها رو راه انداخت و شترمرغ‌ها رو از ملیت‌های مختلف تو رشته‌های دویدن و جنگیدن و ... با هم رقابت کنن. خب من طرفدار شترمرغ اصیل آرایایی هستم که خون پاک آریایی تو رگ‌هاش جریان داره و از همه بهتره. و این داستان ادامه داره....


سوال، از این طرفداری که در بالا گفتم چی به منِ شترمرغ‌دوست می رسه؟

درسته، وقتی یه پدیدهٔ مسخره‌رو این قدر بزرگ کنیم و بهش اهمیت بدیم همین میشه. این پدیده طرفداری از شترمرغ نیست، بلکه طرفداری از تیم‌های ورزشی (چه ملی چه باشگاهی، چه فوتبال، چه والیبال چه کشتی، چه شترمرغ‌دوانی!) و اهمیت دادن به مسابقات ورزشیه. وقتی می شینیم پای یه مسابقهٔ ورزشی نتیجهٔ اون هیچ تاثیری نمی‌تونه رو ما داشته باشه، جز تلف کردن وقت خودمون و دیگران. البته این نکته‌رو فراموش نکنیم که از نظر من آدمی که تنبل باشه و نخواد فکر کنه یا کار انجام بده، ترجیحش بر اینه که وقت خودش رو تلف کنه، و چه وقت‌ تلف‌کردنی بهتر از تماشای مسابقهٔ ورزشی. بزرگ‌ کردن رقابت‌های ورزشی، مثل همون المپیک شترمرغ‌ها مسخره است و آخرش هیچ چی به ما نمی‌رسه. حواسمون باشه، هدف رسانه‌ها انحصاری اینه که ما رو از فکر کردن و کار کردن دور کنن، و ما رو عادت بدن به وقت تلف کردن.

سوال من اینه، این که ایران تو والیبال یا فوتبال یا هر رشتهٔ دیگه، فلان تیم رو برد، آیا این برد تو وضعیت من یا سایر انسان‌ها تاثیری داشت؟ آیا به من پولی رسید؟ آیا از نظر علمی پیشرفت کردم؟ آیا جایی که زندگی می‌کنم، بهتر شد؟ آیا ظلم دیگران برداشته شد؟

جواب همهٔ سوال‌های بالا منفیه، تنها اثر تماشا وطرفداری از این پدیده‌ها اینه که وقت خودمون به اندازهٔ چند ساعت تلف می‌کنیم. دغدغه و فکرمون  از مسائل مهم به سمت مسائل مسخره‌ای چون برد و باخت و خطا و آبشار و سرویس و آفساید و ... میره. با طرفداری و توئیت کردن، پست نوشتن در سایر جاها، اسپم تولید می‌کنیم و وقت دیگران رو تلف می‌کنیم و حواسشون رو پرت می‌کنیم. منظور از طرفدار نبودن اینه که به این مسائل مسخره اهمیت ندیم، و در موردش هیچ حرفی نزنیم


من فکر می‌کنم مسابقات ورزشی و اهمیت دادن رسانه‌ها، یه سناریویی هست برای کنترل انسان‌ها. برای اهمیت دادن به عقل و خردورزی طرفدارار نباشد.


شترمرغ


چند مطلب شترمرغی دیگه در راه است....



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۴ ، ۰۴:۵۰
سعید علیجانی

معرفی مقالهٔ نقش جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد

این مقاله حدود یک ماه پیش نوشته شده و از طریق ویکی بنیاد دانش آزاد منتشر شد.

این مقالهٔ کوتاه برای شرایط فعلی نرم‌افزار آزاد در ایران نوشته شده. و شامل چهار بخش اصلی، «اهداف و دستاوردهای دولت»، «جهانی‌سازی»، «شناخت جایگاه جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد»، و «راهکار پیشنهادی» هست.


تو مقدمهٔ این مقاله اومده که:


در این نوشتار سعی شده ابتدا به صورت اجمالی وضع کنونی، اهداف و دستاوردهای دولت در استفاده، ترویج و توسعهٔ نرم‌افزار آزاد در ایران تحلیل شود. در "شناخت جایگاه دولت و جامعه در حمایت از نرم‌افزار آزاد" این اهداف با واقعیت مقایسه شده و در نهایت "راهکار پیشنهادی" نوشته شده است.


این مقاله رو می‌تونید از طریق ویکی بنیاد دانش آزاد مطالعه کنید. همچنین این مقاله در نشست هم‌اندیشی توسعه بکارگیری نرم‌افزار آزاد/متن‌باز در کشور در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۹۳ توسط من و سیدمحمدمسعود صدرنژاد ارائه شده. که برای اون اسلاید‌هایی هم آماده کردیم.


آخرین نسخهٔ مقالهٔ نقش جامعه و دولت در حمایت از نرم‌افزار آزاد


اسلایدهای مقاله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۲۷
سعید علیجانی

به طور خلاصه دونیشن۱ به این معناست که فرد و یا افرادی محصولات و خدماتی را به صورت عام‌المنفعه در اختیار همه‌ی افراد قرار می‌دهند و افراد به صورت داوطلبانه از محصول یا خدمت حمایت می‌کنند. مفهوم دونیشن در جامعه به معنای حمایت مالی از خدمات یا محصولات است. در واقع دونیشن نوعی هدیه از طرف جامعه است.


دو نوع دونیشن می‌توان تعریف کرد: نوع اول-دونیشن به فرد یا افراد، نوع دوم-دونیشن به پروژه


دونیشن به فرد یا افراد به این معناست که یک فرد یا یک گروه یک محصول یا خدمت را ارائه می‌دهد و بعد از آن دیگران جهت قدردانی از محصول یا خدمت مبالغی را به عنوان هدیه به فرد یا گروه مورد نظر پرداخت می‌کنند. مانند حمایت از پروژه‌ی StarCalendar۲


دونیشن به پروژه به این معناست که گروهی می‌خواهند یک فعالیت را انجام دهند به طور مثال یک جشنواره برگزار کنند و برای بهتر برگزار کردن این جشنواره از دونیشن استفاده می‌کنند. ابتدا جشنواره هزینه‌هایش را منتشر می‌کند و سپس جامعه حمایت‌های مالی خود را به جشنواره و به بخش مورد نظر پرداخت می‌کنند.


تفاوت دونیشن به فرد با دونیشن به پروژه این است که در دونیشن به فرد، فرد مبالغ دریافتی را می‌تواند به هر شکلی که دوست دارد مصرف کند و لازم نیست به کسی گزارش بدهد. اما در دونیشن به پروژه لازم است که قبل از دریافت مبالغ، ریز هزینه‌ها منتشر شود، هر مبلغی که دریاف می‌شود به صورت شفاف منتشر شود و به صورت کاملا شفاف بیان شود تمام مبالغ دریافتی خرج چه کاری شده است. به طور مثال این روش در جشنواره‌ی روز آزادی نرم‌افزار ۱۳۹۳ انجام شده است.


همچنین بهتر است که افراد این توانایی را داشته باشند که از بخش مورد علاقه‌ی خود از پروژه یا رویداد حمایت کنند. به طور مثال فردی دوست دارد در برگزاری یک همایش آزاد تنها به بخش پذیرایی کمک کند، این روش می‌تواند دقیق‌ترین و شفاف‌ترین نوع پیاده‌سازی دونیشن باشد.

به طور مثال  کمپین حمایت از ثبت/تمدید پنج ساله دامنهٔ lfkf.org و lfkf.ir برای بنیاد دانش آزاد  این گونه است یعنی مبالغ دریافتی تنها خرج تمدید دامنه خواهد شد  و قیمت دامنه‌ها کاملا مشخص است.


دونیشن روشی است که بیشتر در پروژه‌های نرم‌افزار آزاد و دانش آزاد و نرم‌افزار آزاد مورد استفاده قرار می‌گیرد. نکته‌ی مهم در دونیشن آگاهی و شفافیت است، پس از پروژه‌های مطمئن و شفاف حمایت کنید.



۱- لطفا با مشارکت در صفحه‌ی دونیشن در ویکی‌پدیای فارسی و همچنین صفحات سیستم مالی و سیستم کمک داوطلبانه آزاد در ویکی بنیاد دانش آزاد به گسترش مفهوم صحیح دونیشن در جامعه کمک کنید.

۲-نرم‌افزار تقویم چندزبانه و چندملیتی برای گنو/لینوکس با پشتیبانی کامل از زبان فارسی و تقویم هجری شمسی و هجری قمری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۰۴
سعید علیجانی